06.06 

حقیقتا خوش به حالت. چقدر زندگیت ایده آله و روتین قابل قبولی داره.
روتین زندگی من اینه که هر وقت بتونم از خواب بیدار میشم. توی اینترنتم تا وقتی که دیگه نتونم بیدار بمونم.
90 درصد تایمم رو توی اتاقم. اون 10 درصد هم دستشویی و غذاست. هر چند اکثر وعده ها رو توی اتاقم میخورم. 
من ی تشک دارم که همیشه وسط اتاقم پهنه. شاید 80 درصد تایمی که توی اتاقم روی اون نشستم یا دراز کشیدم و روی همونم میخوابم.
یک شب درمیون و یا گاهی هرشب در اتاقمو قفل میکنم و حدود دو ساعت فیلم پورن میبینم. البته همیشه دوساعت نیست. بستگی داره به اینکه بالاخره توی چه تایمی فیلم قابل توجهی پیدا کنم. که خیلی وقتها هم پیدا نمیکنم و مجبور میشم آخر کار فیلمای خوب قدیمی رو دوباره ببینم. 
انقدر حموم نمیرم که سرم به خارش میفته و بوی بدنم کهنه میشه و واسه بینی خودم از بین میره و فقط وقتی بخوام برم بیرون حموم میرم که اونم حدودا هفته ای یکباره و گاهی بیشتر. گاهی هم مجبور میشم چه شب باشه چه روز، کلاه لبه دار سرم بذارم برم بیرون چون موهام خیلی چربه و زشته اینجوری کسی ببینه.

 

19.25

اگه واسه چیزی انگیزه داری خیلی خوبه حاجی

من حتی برای چیزایی که ظاهرا خوشم میاد هم با خودم به مشکل میخورم
وسطش میگم کسخلی؟ خب که چی؟ 

نمونه ش افکار سیاسی-اجتماعی.
اصلا کی گفته ما باید تاثیرگذار باشیم که حالا بخوایم تاثیرگذار باشیم

مگه هدف نهایی ما چیه
اینه که کمک کنیم بخشی از مردم یا به صورت آرمانی، همه آدما بتونن خوشبخت زندگی کنن
مثلا توی ذهنم اینه که این خوشحالم میکنه

ولی این مسخره س
چطور ممکنه همچین چیزی

مثل این میمونه که بگن شما چه شغلی دوس داری؟ بگه دوس دارم شغلم این باشه که به دیگران کمک کنم بفهمن چه شغلی دوس دارن.

اینو اصلا درک نمیکنم.

مگه آدمی که خودش بلد نیست خوشبخت زندگی کنه، میتونه ادعا کنه میخواد به دیگران کمک کنه خوشبخت زندگی کنن؟

 

به این آدم بگی خوشبختی خودت چطور به دست میاد؟ میگه کمک به دیگران برای خوشبختی، باعث خوشبختی من میشه.

 

درکش نمیکنم.

04.56 هنوز زنده م. حالا اینو مقایسه کن با هزار نفر دیگه. کی اینجوری حرفشو شروع میکنه؟ 😂😂😂 دهنت سرویس. / حاجی. ساعت پنج صبحه اومدی چ بنویسی. اومدم بنویسم. یادم نره راسی کو برم بیام. ویتامین سی اوردم. حاجی میخواستم ازین بنویسم که دقت کردی بزرگترین هدفت یه هدف نامشخص المفهومیه؟ بزرگترین هدف اینه که لذت ببری دیگه. و رنج رو کم کنی. اول برای خودت. حالا چون خودت خیلی مهم نیسی میگی هدفم اینه آدمهای خیلی زیادی رو کمک کنم برای رفع رنجشون و لذت بردنشون. مثلا رفاه نسبی برای یک کشور فراهم کنم. به مدت فلان. / حاجی اصن بی معنیه برام. الانم با خودم گفتم چی میگی. کسشر میگی. ول کن حاجی. فازت؟ / میدونی به چی فک میکردم؟ فاک.  گواهینامه ندارم. حاجی مغزم متمرکز نمیشه هی میپرم اینور اونور. چقد دغدغه زیاده تو زندگی مگه نه. مدیریت میخواد مگه نه. کم بگوض حاجی. کسشر نگو.

13.17 سلام.

11.52 کلی خاطره نوشته شده. کلی روز زندگی شده ولی الان اثری ازشون نیست. درواقع برای کسی اهمیتی نداره. خدا اونجاش قشنگه که جاودانه ت میکنه و برات کافیه.

06.40 نمیدونم ساعت چند بیدار شدم. شاید ساعت 00.30 بیدار شدم. یعنی 6 ساعت پیش. اگر اینطور باشه تا ساعت 6 عصر دوام میارم اگه بخوام. چون انسان معمولا 18 ساعت بعد از بیدار شدن خوابش میگیره. من 12 شب بیدار شدم پس باید ساعت 18 خوابم بگیره ولی باید بیدار بمونم تا حداقل ساعت 20 که بعد بخوابم تا 4 مثلا ! این خوبه.

من به یک چیزی فکر کردم. هر چقدر هم احمقانه باشه. میخوام دلیل تلاشم اینه باشه که به خودم افتخار کنم./ میگی چطوری؟ / میگم اینطوری که بعد از یک سال به خودم نگاه کنم و بگم پشمام حاجی دمت گرم یک ساله داری از هرروزت خوب استفاده میکنی. یعنی حتی یک روز هم نیست که بگی این روز رو بدون برنامه و به بطالت گذروندم. البته ماجرای تفریح و مرخصی فرق داره رفیق. مثلا 6 روز تلاش کردی یک روز استراحت کنی. این اوکیه.

فکر کن این یک سال بشه دو سال بشه پنج سال بشه ده سال. فوق العاده س.

مثلا هرروز یک موضوع مورد علاقه رو مطالعه کنی. عالی نیست؟ مثلا امروز مدل های حکومتی رو تیتر کنی. و ...

11.51 چی بنویسم آخه. آدم با خودش حرف بزنه که چی. انقدر هم نوشته ها زیاد شده که دیگه امیدی نیست در آینده خونده بشه. اصلا خونده بشه که چی بشه. واقعا چرا نمیتونم متمرکز فکر کنم. مثلا فیلم پلتفرم. خیلی کم بود. خیلی جا داشت.