112
خب. اول این فکر که فاطمه کاملا ب من فکر نکنه و هیچ تاثیری تو زندگیش نداشته باشم ک راحت زندگی شو کنه و با هر کی دلش خواست ارتباط داشته باشه. همه جوره. ب من هیچ ربطی نداره. حدسم اینه که در حد چت کردن میمونه تا مدت ها. واقعیتش نمیدونم اولین قرارهای واقعی شو کی خواهد رفت. ینی فکر میکنم تا الان ک هیچ خبری نیست واقعا. نمیدونم.
دیشب با یکی تو چتروم چت میکردم ک فتیش پا داشت. میگفت ی دختر متولد 80 رو از 93 باهاش دوست بودم و ی چیزایی تعریف کرد. خلاصه اینکه خیلی حرف همو میفهمیدیم. البته داداش باید بهت بگم من دیشب با اسم مریم رفته بودم چتروم (!) خلاصه اینکه خیلی آدم عادی ای بود. و بفهم بود. هرچند ک کم سواد. نمیدونم بازم. همین.
ها بابا. فاطمه بره دنبال زندگیش. حتی فک کنم کلا روابطو اینا الان براش مسئله نیست و چیزای متفاوتی مثل درسو موفقیتو زبانو چمدونم برنامه نویسیو ادبیاتو ایناها براش مهم تر از چیزای دیگه باشه. محیط زیست هم (:| !) این از کجا درومد. واقعا فاطمه چیا براش مساله س؟ نمیدونم
در کل خواستم بگم بهترین تصمیم بود ک اجازه بدم هر کس زندگی شو بکنه و اجازه ندم احساسات احمقانه بخواد ب هر قیمتی رابطه رو حفظ کنه.
فک کنم دیگه هیچوقت باهاش حرف نزنم.
اینو قبلا فکر نمیکردم. ولی امیدی نیست ک من ی گهی بشم ک بعد بتونم برگردم ب رابطه هه. کصشره داداش. تمومه این رابطه. فقط ی راه داره. اونم اینکه ی معجزه ای بشه و فاطمه ی روز صبح پاشه ببینه واقعا حس میکنه من ی عنی هستم ک بخواد همیشه باهام باشه و بیاد پیام بده :| نه که کص بگه که فقط پیام تبریک دادم. خب کیرتو عید بره خب.
که خب اینا امکانش و احتمالش صفره پس کیرتو عشقو عاشقیو همه چی که ب نظرم خدا باید جواب این گه بودن زندگیمونو پس بده حرومزاده خواهرکصده. مادرجنده.
02.09 خب کیرمتو این زندگی بره خب 😐
خب خص خواره این زندگی ک من معلوم نیست باز دوباره کی میتونم باهاش حرف بزنم خب. کیرتو خلقتت بره خب مادرقعبه خب. کصه ننه خب. مادرجنده خب کیرم تو مغزه کیریت بره خب مادرخراب خب