01.21 و صدالبته که not breathing هم میتونه اضاف شه.
01.25 کاش راهی بود ک میتونستم باهات صمیمی شم. کلا با ادما صمیمی شم. ولی فعلا ک نشده و بلد نبودم و فیلان. حاجی not breathing رو هم دان کن بگوش. خوبه حاجی. ب این فکر میکردم ک برم سراغ سیستم آو ع دعون. هنوزم بعضی اوقات بش فکر میکنم. آما میدونی. تا درا هست سراغ اون سخته برم. نمیدونم کی میشه که بشه. حاجی فک کن تو ی آهنگشون صدا دریا و بارونو تو یکی صدای بلبل و ... هههه. خیلی جالبه. تو یکی گیتار عادی مینوازند. جالبه برام. خدایی جالبه.
01.49 ب گنجی گفتم خانم گنجی شما به خداحافظی که اعتقاد دارین؟ پس خدافظ :) اذیت کن شدم. بودم. بیشتر از قبل.
02.20 پستای قدیمی مو خوندم. واقعا اون روزا فرق داشت. واقعا فرق داشت. راستی آرسنال افتاد یورو لیگ قهرمان جام حذفی شد منچستر شمام قهرمان یورو لیگ شد. و البته که دوباره افتاد یورو لیگ. استقلال شیش تا خورد از العین. و اینکه زندگی داره نشون میده که همیشه شرایط بی مزه تری هم هست پس قدر بدون.
02.36 ممرضا تو هم باهام رفیق مجازی نباشی قشنگ میتونم ادعا کنم هیچ رفیقی ندارم نه که حالا واقعیت این باشه که من خیلی رفیق خوبی ام. ک دقیقا برعکسه. و هیچوقت ب هیچ چیز تو زندگیم به اندازه ای ک باید ارج ننهادم و ندونستم. یکیشم رفاقت. ولی در کل میخوام بگم حس عجیبیه که تو بدونی آدما کاملا از هم مجزا هستن و اینکه خیلی ها هستن ک ب هم ربط دارن. شدیدا هم مربوطن. ولی ما جزو اون دسته نیستیم. (من و امثال من) تو آدم عجیب و ناشناخته ای هستی برا من. چون اصلا از حد و حدود چیزها تو زندگیت خبر ندارم. و نمیخوامم بپرسم. از آیسان یاد گرفتم سخت باشه برام سوال پرسیدن. ک مغرور بودنو حفظ کنه این قضیه. خط اصلی مو گذاشتم تو گوشی مادرم ک نت 4G داره. و ازون نت میگیرم با گوشی خودم. عالیه. راضی ام. چون کلا هم کسی باهام کار نداره جز گاهی سجاد و خود مادرم. و البته بقیه آدمای ماهی سالی ی بار. میخوام دایورتش کنم رو این خطم، کلا خط اصلیم اینجا دست مادرم باشه (!) سره کارم نت ندارم. اگر رمز وایفای رسید که استفاده میکنیم نبودم ب چپم. مث قدیم نیستم ک همیشه باید نت باشه. ضمن اینکه همیشه وسایل سرگرمی تو گوشیم هست. موزیک. سریال. انگلیش پاد. و عکسای قدیمیم ک نگا کنم. چن تا عکسای فاطمه م هست. دختره واقعا خوشگله. و دوست داشتنی. و باهوش و همه چیز. من واقعا ی دوره شدیدا اعتقاد داشتم مال منه. ولی جدیدا ک نگا میکنم میبینم واقعا نه. خدا اون چیزی که باید خلقم نکرده. نمیدونم. شاید بگی باور ما میسازه زندگی مونو. خیلیا لیاقت خیلیا رو ندارنو بهشون میرسن. چون پررو ان. اما من میخوام همه چیز جاست پرفکت باشه. ک نیست. و نخواهد بود. چ هوای خوبیه. و حالمم خوبه با اجازه ت. میخواستم ی عکس ازش برات بفرستم دیدم کار بی معنی ایه. همینقد ک من میگم خوشگل و دوست داشتنیه کافیه. چ معنی میده واقعا. ولی واقعا این آهنگایی ک بهت گفتمو بعدها از دست ندی. در حد ریورز و هون لید و پیل تورچرد و دیسهارتن و ددلایت و دث کام نیر می و مریج آو آتاریس و نو لونلیر استار نیستن ولی خوبن. حتما بقیه در حد اینایی ک نام بردم نبودن ک یادم نموندن دیگه. چمیدونم. پسر همینقدر ک خیلی از اوقات کمرم درد نمیکنه خداروشکر. همینقد ک تقریبا همیشه دستگاه گوارشم خوب کار میکنه شکر. تو دلدرد میدونی چقدر کیریه. همینقدر ک دندونم بعد سه سال سوراخ بودن هنوزم سر جاشه و درد نمیکنه خداروشکر. منظورم از خدا ک خدا نیست. چرا خداست. هر چیزی ک باشه که راضی باشم و شکر کنم. میفهمی که. خسته نمیشی ک از کامنتای بی سر و تهم؟ حتما میدونی ک همنشینی بامن حتی شده ی درصد تو رو شبیه من میکنه؟ جدا واقعیه. و بالاعکس. ک البته تو اصلا هیچ گهی نمیخوری ک من بخوام شبیه بشم یا نشم ! :)))
03.03 حالا بکیرت . اعتقادی ب چیزی ندارم درباره این چیزا ولی گفتی آخر پاییز یاد اون افتادم. ی رفیق آذرماهی داشتم ک کیررفت تو رابطه مون. بکیر گرفتم. هیچوقت آدما دقیقا همون چیزی ک تو انتظار داری نیستن. قبول. ولی من با ی چیزی نمتونم کنار بیام. اینکه هیچ اولویتی نباشم تو زندگی کسی. و طرف نفهمه منو. نفهمه من چی ام فازم چیه. چی ب چیه تو زندگیم. حتی اگه از راهنمایی رفیق باشیم و منو یکی از بهتربن رفیقاش بدونه. حالا اینا ب کنار سر قضیه شرکتا بازاریابی کص زیاد گفت گفتم باشه میام شرکتتون. صبحش اس دادم نمیام کنسلش کن دیگه هم پیگیر نشو. و زنگ هم زده بود یادم نی ج ندادم یا گوشی دستم نبود. خلاصه بعدش دوباره بش زنگ زدم حاجی ب خاطر اون خارکسده ها کسوشر گفت. میگفت اعتبار من براشون رفته زیر سوال. عذرخواهی کردم و اون دوباره حرفاشو ب ی شکل دیگه تکرار کرد و دوباره من بازم عذرخواهی کردم و و بعدش هم دوسه بار گفتم شرمنده و ببخشید و فلان و دیگه هم باهاش حرف نزدم. عید پیام تبریک داد منم دادم متقابلا و تمام. ی روز رفتم ب جاش سوپرمارکت کار کردم و واقعا اعتماد ب نفسم از زیر صفر ب فرسنگ ها زیر صفر سقوط کرد چون هیچی بارم نبود و بارها بهم ثابت شد اندازه گونی سیب زمینی هم نمیفهمم تو این جریان. کلا ریدمانم. ب این باور دارم. خواستم اینو بگم. فقط ی تشکر کرد. من ازش انتظار داشتم پیشنهاد پول هم بده. که اون ی روزی ک ب جاش رفتمو حقوقشه بم بده. میدونم آدم رفاقت نفهمی ام. چیزی ک نگفتم بهش ولی خب 8"تومنم رفتو برگشت کرایه راه دادم رفتم سوپره. اگه من نمیرفتم هیچکیو نداشت. باور کن آدما انقدی ک نشون میدن رفیق ندارن. کس میگن. ک البته من فقط فکر میکنم رفاقت کردم. چرا یکی از رفیقا دیگه ش ب جاش نرفت. حالا بیخیالش ولی خب ببین این دنیا خیلی درصد کوچیکیش بهم حال میده. و این بالانس وقتی ایجاد نشه طرف میشع یکی عین من. عاصی. البت اسگل. پوف. چقد گه خوردم.
03.09 راستش من بهت حق میدم هر فکری و هر قضاوتی درباره شخصیتم داشته باشی. از این لحاظ من خیلی راحتم. چون آب از سرم گذشته. چون شخصیتم برا خودم هیچه و اگر یکی هم تو روم بگه تو کسشری میخندم.چون بارها خودم ب خودم گفتم و اگر یکی بفهمه هم هیچ چیز خاصی نشده. کسشر از خیلی لحاظا. وگرنه خیلی چیزا هم هست ک نه همیشه ولی هست ک خوبن. صداقت داریم مثلا. شهامت داریم مثلا. گفتم شهامت یاد نامه ای ک باید برا مدیر بنویسم و گشادیم میاد افتادم. حقوقامانه خوردن. حالا حوصله تعریف ندارم. ولی خب در کل ی نامه ای باید بنویسم.
05.22 این بلاگری نیست. بس کن دیگه پسر. بتون.