01.51 =))))) خرکیف از failure epiphany بعد از  😆 apostasy canticle 

متال اینه. کوبنده. کوبنده ! مث سخنرانیای آقا. کصوکونه دشمن یکی میشه خواهرکسده 😬

02.12 ما چاکریم حاجی جالبه که همه چی عادی و خوبه. اوکی عه. ها ایجور :)  ی ب تخمم خاصی تو نگاهمه این روزا ! خیلی بیشتر از همیشه :)

05.06 الان دیدم تاریخ رو. امروز یک تیره.

راستش دوست دارم تو این زندگی، بفهمم و درک کنم، نسبت به خودم شناخت پیدا کنم و راه آرام و ریلکس و قوی بودن رو یاد بگیرم. بزرگ بشم و قدرتمند. نمیدونم. از همه جهات. 

این برای الانه اما خب. دوست دارم گیتار الکتریک بزنم. عالی بزنم. 

بدنم قوی بشه. همیشه خسته نباشم. ضعیف و بی حال. 

دوست دارم خودم انقدر از لحاظ موفق بودن ارضا بشم ک از موفقیت های کوچیکو بزرگ تک تک آدمای دنیا خوشحال بشم و بهشون حسودی نکنم و با خودم نگم که اون اینجوری پس تو چی. 

دوست دارم پوچی و بی معنایی از زندگیم بره بیرون. 

نمیدونم. نمیدونم. شاید آرزوهامه. معنا آرزومه. اخلاق آرزومه. ب والله اخلاق آرزومه. 

نظم آرزومه. قابل اعتماد بودن آرزومه. سرعت عمل داشتن و به موقع بودن آرزومه. اینکه زود بگیرم و زود تحلیل کنم و زود تصمیم درست رو بگیرم و زود عمل کنم. به موقع. بدون فوت وقت.

خیلی چیزا آرزومه. 

اسمش آرزوهست. آرزو چیز دیگه ایه. صرفا دوست دارم شاید. 

من از این حس بی خیالیم خسته م. از خستگیم خسته م و از همه چیز. بده. از نوشتن اینها حس قشنگی ندارم. 

05.23 امروز گنجعلی در جواب احوال پرسی باغی گفت خوب نیست. باغی گفت چرا و فکر میکنم جواب نداد. گنجعلی آدم خوبیه. همه آدم خوبی ان. من دلم نمیخواد از ی جور ناخوبی بودن رابطه م با گنجعلی بنویسم. ولی باید بنویسم. وقتی ب رابطه م با گنجعلی فکر میکنم اذیت میشم. بهش سلام نمیکنم. و واقعا حتی دیگه دلم نمیخواد ازش حالشو بپرسم. هیچ مشکلی نیست. فقط از اون حالت بدم میاد. جواب سرد و همیشگی. و من نمیتونم ابدا بهش نزدیک بشم. پس بهتره فقط در حد همکار بمونم و فقط همکاری کنیم. فقط همکاری کنیم. 

اصلا نمیتونم نزدیک شم. منظوری ازاین ندارم. نمیدونم. منظورم اینه که شخصیت برجسته تری نسبت به همه داره. برجسته یعنی ب من بخوره. بچسبه. و رابطه مون ی جوریه. میگه سلام چیه. سلام چیه. ول کن مصطفی . دلم نمیخوادبرگردی به افکار پوچ و بیهوده. 

 

من سر کارم حس قشنگی ندارم. من سر کارم حس خوبی ندارم. به همکارام علاقه ای ندارم. مشکل از منه یا چیز دیگه ای نمیدونم.

من مدیر رو قبول ندارم. من این وضعیت رو قبول ندارم. 

از وضعیت کلی زندگیم راضی نیستم. برای کسی اهمیت نداره. من نیازمند این نیستم که. من حقیرانه میدونم که نیازمند این باشم که برای کسی اهمیت داشته باشم.

از افکار پوچ تکرار شونده خوشم نمیاد.

05.37 حس فوق العاده تلخی دارم که امکان داره فاطمه بیاد بخونه. دوست دارم تا عمر دارم منو یادش نیاد و نیاد اینجا. از قضاوت شدن نمیترسن. از دیده شدن واقعیت وجودم متنفرم. چون خودمو حقیر، . میبیم. 

He blinded us

Polluted our minds

And forced us to drink

Drink

His blood

 

05.41 ترسو. 

ضعیف.

 

شیطان مثل سگ دست گذاشت رو متال. مثل هم سگ گه مالید به این اوج هنر. دراکونیان.

 

05.46 نفرت. نفرت. نفرت. 

دراکونیان مث سگ تو آهنگاش جادو و طلسم چپونده.

کسشره. من کسشر زیاد میگم. یا رائفیه یا یکی دیگه که داره ابن حرفارو میزنه. مصطفی ی ضبط صوته. ی آلت دست. ی بازیچه.

05.57 همش شو آف ام. من ی دروغ گوی گه ام. من واقعا شو آف ام. لایه زیرین افکارم همش توجیه و تطهیر کردن خودمه.

 

رفیق نمیدونم چی ب چیه اینکه تو این دنیا با شما دوتا تا حدود بسیار بیشتری از بقیه مچ شدم. تو و فاطمه. کسای دیگه ای هم بودن توی مجازی که مدت ها رابطه داشتیم و قطع شده.   واقعیتش اینه که من ی آدم هیچی ام. هیچیه هیچی ام. از بچگی تا الان هم یک دونه دوست نداشتم. حتی یک دونه دوست. من اسم اون آدمایی که بودن رو دوست نمیذارم. همه براساس منافع ی دوره ای باهم بودیم. رفاقت چیزیه که من تا عمر دارم در حسرت درک کردنش خواهم موند. چون اصلا به اصل وجودش شک دارم. رفاقت اونه که امام جعفر صادق گفت (نقل ب مضمون) رفیق از تو جیب رفیقش بدون اینکه اجازه بگیره هرچقدر بخواد برداره و رفیقش حتی براش اهمیتی نداشته باشه که بهش فکر کنه و کنجکاوی کنه چه برسه که بخواد  ناراحت بشه یا برای خودش حریم شخصی قائل بشه. احتمالا همین آموزه ها از بچگی زندگیمو گاییده. نمیدونم. من لذت بردم تا اوایل جوانی. اونقدری که یک سال گذشته بد بوده هیچوقت بد نبوده. الان بهتر شده.   چون چرتو پرته شکیاته برات ارسال نمیکنم. دروغ... شکیات رو گفتن.  من بدرد خیلی چیزا نمیخورم. رنج. 

06.10 خیلی چیزای زندگیم تا الان مزخرف تمام بوده. رفتارام. لوس و گه. حتی همین الان هم. 

منو باش. الان خیلی چیزا نمینویسم. این عالیه.

Johan Ericson

اگر درست نوشته باشم. روی c و k شک دارم

به هر حال. یوهان اریکسون در کنار اندرش یاکوبسون دو نویسنده اصلی دراکونیان هستند. 

من که فک میکنم یوهان خیلی نویسنده س. و اصلا شخصیت بسیار برجسته تری از همه شون داره. الکی از رو ظاهر و حرکات میگم بابا.

آدم دوست داشتنی ایه برای من.

الان این عکس با اون عکس دوبنده م رو پروف تلگرامه. دوتا شده کلا فعلا.

 

?Can I find u in your dark

 

15.34 چش وا کنی اپوستیسی کنتیکل. میخوای بخوابی اپوستیسی کنتیکل. وسط روزاتم اپوستیسی کنتیکل.