02.09 ... 

02.40 من فدای مهربونیت بشم. فدای صورت قشنگت. فدای تو. من واقعا میگم. واقعا میگم. فدات بشم... 

 

جو بین افراد رستوران جو سالمی نیست... آدمای نخاله با ذهن های ناسالم اونجان. سوخته ناراحت شد. به مدیر گفت. مدیر. . سوخته رفت. 

 

هرکس شبیه فاطمه میبینم همونجا حالم بد میشه. ناراحت میشم. درونم ی چیزی اذیتم میکنه. نمیخوام کسی درکم کنه. میخوام یا از این خلاص شم یا .

من فاطمه رو دوست دارم و خوشحالم که اونو دوست دارم. 

من عاشق فاطمه ام. حسی که به فاطمه دارم قابل وصف نیست. 

من عاجزم. درمانده م. 

من فقط فاطمه رو میخوام. هیچکس برام اون نمیشه. هیچکس نمیتونه جاشو پر کنه. 

خیلی از جمله هایی ک مینویسم ی چیزی پشتش هست. ی اتفاق گاهی. ی فکر گاهی. ی تجربه. 

کاری از دستم برنمیاد جز اینکه حرف بزنم. بگم فقط فاطمه رو دوست دارم. میخوام سر ب تن بقیه نباشه رو گفتن زشته. بقیه برام مهم نیستن. هیچکس برام مهم نیست جز فاطمه. 

کاری از دستم برنمیاد

 

امشب ب این فکر میکردم ک حتی اگه بهم گفته بود مصطفی فعلا این فکرها رو بذار کنار

بذار ادامه بدیم دوستی مونو و زمان بگذره. بذار بعدها به این قضایا فکر کنیم و ازشون حرف بزنیم. الان خیلی زوده مصطفی. بذار دوست بمونیم. مصطفی من اصلا دلم نمیخواد بهت الکی امیدواری بدم. بهت دروغ بگم یا هرچیز شبیهش. من واقعا نمیدونم. واقعا الان بهش نمیخوام فکر کنم. نمیدونم در آینده چه اتفاقی می افته. ولی در این لحظه فقط میدونم که دوست دارم باهم دوست بمونیم. 

شاید تصمیماتم متفاوت میشد. نمیدونم.

 

 

 

مصطفی خاک بر سرت با این زندگی گهت. چی شد که انقدر تو بدبخت شدی.

مصطفی لعنت به سرنوشتت که باید حالاحالاها با دلتنگی سر کنی.

 

03.02 عشق من واقعی نیست. وگرنه اینقدر نمیسوختم ک چرا بهش نمیرسم. چون میدونم که قراره از من بهتر (من گهم. بهتر اینجا معنی نداره) نصیبش بشه. 

ی پسر عاقل. سالم. خوشتیپ. جذاب. با فهم و شعور. با اعتماد به نفس. و ..

یکی که صدبرابر من عاشقش باشه. 

مگه نمیشه دو نفر یا بیشتر عاشق ی دختر شن؟ چرا میشه. این دنیای کیری ایه کهخالق حرومزاده طراحی کرده. کیرم تو کص مادر جندش بره. نمیخوام زیاد فحش بدم. قبلا کم نشستمش خالق کثیف حقیرو. خالق نحس نجسو.

آه... 

خالق. من حتی اگه به فاطمه هم برسم ازت متنفرم چون تو بزدلی.حقیری.کثافتی. لجنی. نجسی. نحسو نجسی.

 

فاطمه... جان من فدای یک لحظه خوشحالیت. حال خوبت. من بمیرم ولی تو حالت خوب باشه. کیف کنی. لذت ببری از زندگیت. احساست عالی باشه...

 

خالق. 

من تسلیم تو موجود حقیر کثیف نمیشم. تو کثافتی.  ی موجود پوچ گهی. ازت متنفرم خالق. برو هر غلطی دلت خواست بکن. برای من مهم نیستی. بهت احترام نمیذارم. 

تو نفهمیدی احترام یعنی چی. ای خالق احترام. کیرم به نوع خلقتت. لعنت بهت. که میترسم بگم مرگمو برسون که طبق آیه ی قرآنتم. ازت متنفرم.

 

03.21 کمبود محبت یا عشق یا هر بیماری دیگه ای دارم میخواستم بنویسم ولی عشق بیماریه مگه.  چون میخواستم بگم 

خالق... بهت التماس میکنم. جون عزیزانت. 

خالق. منو بکش ولی قبلش فاطمه بگه دوسم داره. 

خالق ازت متنفرم. تو کثافتی خالق نامرد. خالق... 

17.32 چشم چرون شدم. ناراحتم از این. ولی... نمیدونم. مثلا نگاه نکنم که چی بشه. زشته نگاه کردن به جاذبه ها؟  حتما زشته. زشته بگم اگر متعهد بودم چشم چرونی نمیکردم. چون من همین الانش یکی رو دوس دارم پس چی؟ چون قرار نیست بهش برسم مجوز میشه که چشمو گوشم آزاد باشن هر کار دلشون خواست انجام بدن؟ نه... این رسمش نیست مصطفی... حتی اگه یکی هم داره خودشو کوچیک میکنه با عرضه کردن خودش، تو باید عادی باشی. سالم باشی. 

مصطفی درکت نمیکنم ولی برای شرایطی که داری متاسفم. کاری از دستم برنمیاد رفیق. فقط میتونم بگم متاسفم به خاطر همه چی. کاش میشد اینطور نباشه. کاش میشد مصطفی  

 

18.00 فکرام درباره فاطمه و آینده ش گاهی اذیت کننده نیست. /

فاطمه امسال دوم دبیرستان میره. سوم. چهارم. 3 سال تا دیپلم. 4 سال تا لیسانس. و 6 سال تا دکترا. با توجه به رشته ش. 

حالا میتونی درک کنی چقدر این مدرک ها روی زندگی مون تاثیر دارن؟ 

وقتی منطقی میشم میبینم واقعا چقدر تصمیم درستی گرفتم که ازش دور شدم و تموم شد رابطه مون. واقعا درست ترین کار بود. خدایا من هر وقت دوباره این شکلی شدم ی کاری کن بیخیال شم. دیشبو میگم. بذار بمیرم. کسی ک عاشقم نیست. بذار حالش خوب باشه و راحت زندگی شو بکنه. 

خداوندا از تو و خلقتت و نوع خلقتت و همه چیزت بیزارم و برات احترامی قائل نیستم خالق بی مقدار من.

 

بیا پیش هم به پوچیمون اعتراف کنیمو عاشق هم شیم. بیا بی انگیزه باشیمو از دلش انگیزه دراریم. بیا مثل هم باشیمو عاشق هم باشیم. بیا به هیچی فکر نکنیم جز واقعیت.

فاطمه نباید منطقش اونقدر میبود. منو خیلی ناراحت میکرد هر بار ک فقط کلمه موردهای بهتر رو میاورد. عذاب میکشیدم که بخواد اینو بهم بگه. مورد دیگه ای برای من وجود نداشت ک بخواد ازش حرف بزنه. برای خودش آره. چون عاشق نبود. معلومه که صدها و هزاران مورد هزاردرصد بهتر از من وجود دارن. معلومه. ولی واسه من فقط اون، مورد بود. اصلا فکر کردن به غیر امکان پذیر نبود و نیست. 

جریان دختر عمه و عمو یا هر دختر دیگه ای تا وقتی میتونست معنی داشته باشه که علاقه من ب فاطمه نبود، الان اونها هیچ معنی ای نداره. اصلا نمیشه بهشون فکر کرد. 

تو ذهن من ی فاطمه س. تنهاس. یک مغزه و یک فاطمه که اونجا وایساده و داره نگاهم میکنه. 

سخته. 

18.24 خالق ازت متنفرم ک منو اینقدر گه خلق کردی. ب این فکر کردم که اگه... :( من خیلی عوضی ام... 

 

19.00 ولی هنوزم منطقی برای خط خطی کردنم وجود نداره. جز اینکه مشارکت کردیم نگن نکرد. ! نه حاجی ب خاطر آقا. تا همینجا جا داش فقط. 

سلام :) ممنون. تو که ب نظر خیلی خوبی :) راحت شدی دیگه ؛0) هام؟   + دیدی بدون اینکه من ب مملکتم خیانت کنم روحانی رای آورد ؟! :)) خوشحالم

 21.54 به نظرت تا سه سال دیگه که دیپلم گرفته، من فراموشش کردم یا نه؟ منظور اینکه بیخیال شدم؟