221
اونجا ناراحت شدم تو مغز من این بود ک ما هوشمون اندازه همه. خودمو ازت کمتر نمیدیدم.
اما علی الان بخوام بگم. تو اختلافت خیلی بیشتر از ایناس. واقعیتو باید دید. من افتضاح شدم. افتضاح. قشنگ دارم میبینم که کند عمل میکنه ذهنم. و گاهی زیاد پیش میاد ک اصلا عمل نمیکنه ذهنم. این حرفا چ فایده رفیق. سرت سلامت.
06.10 اینهمه تنهایی برام زیادیه. / هیچکس از مناسبات و دومینوها و غیره خبر نداره. صدالبته که شاید اما / شاید یکی از بدترین اتفاقای زندگیم علاقمند شدن ب فاطمه بود. شاید بدیش این بود ک دورم کرد ازش. حرف میزدیم باهم. دوسش داشتم. توجه بهش داشتم. حالا چی. همه چیز از دست رفته. و هنوز فکرش اینجاست. بدترین قسمتش میدونی چیه؟ فراموش شدم. / ب همین راحتی.
15.42 رنجی ک میبرم به جز گشادی و رخوت چیه؟
15.49 احساس میکنم / من از خودخوری. پوف. این وبلاگ لعنتی ترین چیزیه ک میتونست پیش بیاد ک رنجم بده.
15.50 وای از هوس- شهرام شکوهی. صداتو بگرده ننت.
15.52 دراکونیان عزیزم. دلم براتون تنگه. سجده میکنم ب عزمتتون. درواقع ب خالقه این سجده. شما از من بهتر میدونید.
من با متال میتونم با قدرت بنویسم. بنویسم که از دنیای حقیر و تمام نیازها بیزارم. از همه و همه ش متنفرم. از همه چیزهای درونی. از همه چیزها.
گیم آو ترونز اسپویل نمیشه. به تخمم. کسی رو مجبور نکردیم. بدترین اتفاقی ک میتونست بیفته مرگ پیتر بیلیش بود... خیلی وقته نمیتونم از بضی شکلکا استفاده کنم. نه که بگم شاخم. انگار رد شده. چی بگم.
لت هیم برن همچینم مالی نبود والا. موندم چرا. نه نموندم. عشق آدمو کرو کور میکنه. تلقین اینجوریه. کم درگیر فازای خاص خودش نیس استاد آیسی.
15.58 این منم. مصطفی. بی سواد ترین. عظمت رو عزمت نوشتم.