01.11 

13.30 بعضی پستای آیسان انقدر برام خنده داره که نمیتونی تصورشو بکنی :))) مثن همینی که ب خاطر بچه یکی ازش کار کشیدن :)))))))) / 

16.30 اگر. باعث میشه. شم. پس نباید... 

18.46 که نمیتونن بفهمن روابط آدما بهشون ربط نداره. زندگی آدما بهشون ربط نداره. شاید یکی بخواد با دوس پسرش زندگی کنه. به کسی ربط نداره. چقدر این آدما و این دیدگاه ها. آخه چقدر... 

21.26 از حرف نزدن باهاش کمتر اذیت میشم. حرف که میزدم به آینده فکر میکردم. که حداقل سه سال فقط حرف زدنه. که بعدش هم معلوم نیست. پس تموم شد حرف زدن. اما مشکل اینجا بود که هیچ رمقی نبود و نیست برای رابطه دیگه ای. و من این رمق رو نمیدونم واقعا بعدا پیدا خواهم کرد یا نه. و اگر پیدا کردم آیا یکی مثل آدمی کا من میخوام پیدا خواهد شد که اصلا اگر پیدا بشه هم تا ابد فکر اون و اثر اون تو ذهنم و قلبم باقی خواهد موند. 

خیلی لذتبخشه این حالت. که بدونی هیچ راهی نداری و همه جوره باختی. همش از خودخواهیه.

وقتی تو وبلاگت مینویسی که به یادمی باید خوشحال بشم یا غمگین. من غمگین میشم چون معنی واقعیشو نمیدونم چیه. همش باید بترسم که نکنه متوهم شم. نکنه معنی هر کلمه ای فقط یک چیز باشه.

من هیچوقت نمیتونم فقط باهات دوست باشم. هیچوقت نمیتونم. 

21.37 امیدوارم زودتر یکی واست پیدا شه که همه چیز خوب باشه. البته که اگر خودت بخوای. امیدوارم زودتر خودت بخوای. 

خسته ام از اذیت شدن. بسه.

21.42 دلم میخواد فراموش کنم و زندگی مو ادامه بدم. دلم نمیخواد انقدر این جریان برام مهم باشه. باید تموم بشه. 

ضمنا ناراحتم که اینقدر اینجا من همه چی رو شرح دادم و ملت سالی ی پست هم نمیذارن. 

زندگیمونو کنیم. انقدر همدیگه رو اذیت نکنیم. به نفع نیست... 

21.44 یعنی چی که به یادتم . یعنی چی ک ب یادتم. یعنی چی. 

21.47 انتظار دارم بشینیم دوباره درباره آینده حرف بزنیم.  

وقتی اینارو بخونی و بی تفاوت باشی یعنی کشک. 

بیش از این. 

21.49 فردا باید 8 صبح تراس باشم. کافی شاپ. ببینیم حقوقمون چیجوری میشه. 

8 تا 2 - 4 تا 11 - سینزده ساعت در روز. پاره ام. پیرم درمیاد. اگر یک برج هرروز 13 ساعت کار کنم و 4 روز هم آف برم حقوقم میشه یکو هفتصدوپنجاه.  لاکن ما به یکونیمم رازی ایم.

ببینیم چطور میشه. من ک بتخممم نیست. ازون موقع میخواستن ماره بندازن بیرون حالا میخوان یکو نیم حقوق بدن. کسقلن اینا ب مولا. 

بعد اینکه واقعا برام مهم نیست. من مث همیشه م کار میکنم. هر کسشری هم بخواد اتفاق بیفته برام اهمیتی نداره. ها بابا. فقط ی چیزی اذیتم میکنه. 2 تا 4 استراحت دارم فقط. ساعت استراحتمو نمیتونم استراحت نکنم... و این یعنی که عملا هر برنامه دیگه ای ب گاس. 

 

21.55 من غیر تو کسی رو نمیخوام. ینی نمیتونم بخوام. الان اینجوریه. به قول تو شاید اگر در واقعیت باهم روبرو شیم اصلا بفهمم چقدر من تحت تاثیر بودم. مثال میزنم. تو رو نگفتم چون تو که چیزی نگفتی. وگرنه درباره خودم بسیار صادق تره.

زندگیمونو بکنیم بابا. هر وقت دلم تنگ شد میام اینجا ور میزنم دیگه. راهی نیست.

 

22.06 زندگی مارو نگا توروخدا. 

زندگیا مردم ره نگا میکنی ب خدا... ماره ماره نگا حالا. پف.

اثن من به هیچی کار ندارنه. از فکرا خودم خسته م. 

22.13 حرفی نداری باهام؟! اگر حرفی هست که بخوای ب خودم بگی کامنت بذار. من ک نمیتونم دیگه.

حالت همیشه خوب باشه.

22.15 چشمارو نیگا اصلا... چقدر قشنگه این چشما...

22.20 تقصیر خودمه که خودمو تو این وب حبس کردم. ولی خیلی بازم خوبه. به اصل خودم نزدیک میشم. 

واقعا میگم. من آدم عادی ای نیستم. فقط دلم میخواد آزاد بشم... 

22.24 نمیدونم چرا همیشه بدترین انتخابارو دارم برا زندگیم که همیشه رنجم بیشترو بیشتر میشه. 

22.27 چی میشه که امثال من دیوانه دراکنیان میشنو ی عده انگار ن انگار که دراکنیان بهترین موسیقی رو تو جهان عرضه میکنه.  / درسته که ما کودکی رنج آوری رو تجربه کردیم ولی خب. نباید اینقدر تو درک زیبایی موسیقی تاثیر بذاره... 

رنج آور بودن کودکی من در برابر خواهروبرادرم شاید یک به صد باشه. شایدم نه. به هر حال اونها واقعا روزهای سختی رو گذروندن. امیدوارم بیهوده نبوده باشه. امیدوارم.

The apostasy canticle

22.24 صادقانه وقتی بعضی آهنگا پلی میشه در اون لحظه هیچی برام ارزش و اهمیتی داره.

عشقو پشقو کشکو.

22.36 نسبت ب آیسان احساس برتری میکنم که فقط یک ژانر گوش میدم. 

درسته که گاهی منحرف میشم. ولی همیشه اولو آخرو وسطو کل، دراکنیانه. خدا دراکنیانه. مضمون دراکنیانه.  جمع شدن اینهمه زیبایی و وقار یکجا امکان پذیر بوده. شده. 

اندرش یاکوبسون. بهترینه. / نمیدونم گاثیک ب اینها چی یاد داده. نمیدونم گاثیک بودن چیه. گاث چیه. لاکن هر چی بوده قسمتی از این زیبایی ها مربوط ب اونه. 

22.39 یادم نمیاد که اینجا نوشتم حتما یا خیر. اما بعده سیگار اون شب رفتم آدامس بخرم و میخواستم دزدی کنم. دلم میخواست تجربه ش کنم اما پشیمون شدم. کلی با اون ژله صدتومنی وررفتم آخر پرتش کردم سره جاش. میخواستم چی هم بدزدم !  ژله ! 

به ریسکش نمی ارزید... یارو بفهمه هوار بکشه و فیلان. صحنه ی خیطیه... برا من خدایی ناراحت کننده س اگر اتفاق بیفته خواهرکسده... 

22.42 تو درستو بخون ب ی جایی برس یا نرس. زندگیتو کن. من خودم دارم میگم هیچ امیدی بهم نیست. سمتم نیا چون اعتمادی نیست. چون من نمیتونم از دراکنیان دست بشورم. 

چون همیشه بدترین نوشته ها وقتی نوشته شده که دراکنیان پلی شده. ناامیدی و نگاه بدبینانه. پوچی. نگاه بالا ب پایین. نگاه پایین ب بالا.

و از میل جنسی هم متنفرم. همه نیازها.

The Failure epiphany

 

راستشو بخوای خیلی نوشتم ک باید ب دراکنیان سجده کرد ولی تا حالا نکردم.

افتخار نمیکنم ولی آخرین باری ک غسل کردمو یادم نمیاد.

 22.46 نمیخوام بگم مقابل دائم الوضو بودنه این غزیه. منظور خاصی ندارم. گفتم قبلا. دیگه دلیلی نمیبینم ک پیگیرش باشم. درواقع از گشادی بی حد هم هست. که زندگی من و امثال من خیلی وقته ب خاطرش ب فنا رفته. یکی از دلایلی ک میگم ب من امیدی نیست هم همینه.

میدونم ک همیشه ته دلم امید ب بهبود هست که اونم برا اینه که زنده بمونم و نه اینکه واقعا بخواد ی روز اتفاقی بیفته یا چیزی بهتر شه یا تغییر ! نه. 

نمیدونم. سررشته کلام از دستم افتاد رو فرش پر رشته فرنگی.

The empty stare

هان یادم اومد. میخواستم بگم حالا شایدم ی روز دیدی ی کسی شدم در حدی ک بتونم بگمش که امروز کسی شدم، ولی خب همینه که الان میبینیم. 

ضمنا کسی ک بیاد بگه امروز کسی شدم پشگل هم نیست.

22.55 بابا تمام مشکلات ما ازونجا شروع شد ک جدی گرفتیم. ها بابا. تو همه ش باو. که چی بشه. بره ب بازی. بیخیال...  ممرضا میفمه من چی میگم. و بیچاره اون آدم محترم.

22.57 علفی اومده :)))  گربه متالهد ندیده بودیم :))) 

حاجی خیلی بد نیگا میکنه :)))) خجالت کشیدم :))))

22.59 فاطمه جان. عزیز دلم. من میدونم که بهت نمیرسم. دوستت دارم. همینقدر که تا حالا باهام خوب بودی واسم بسه. ممنونم ازت.

When I wake

The empty stare

23.06 ی عده آدم خودخور. من یکی از خودخور ترین هام.

 الفی داشت خوابش میبرد ک بچه درو وا کرد.

بچه گفت عدسی برات درست کنم یا لوبیا. خواهرم داره بهم خدمت میکنه. ممنون. 

 

23.11 

 

23.43 آدم دورویی ام. از کامنتا میشه فهمید. همینه که هست. بچه پیغمبر دوکوچه بالاتر میفروشن.

23.45 اگه ازدواج میکردم بهش میگفتم حتما همه چیزایی ک واست مهمه یا حتی مهم نیست بهم بگو. بدونم باید چ غلطی بکنم یا نکنم. نمیخوام کاری کنم ک آزار ببینی. هرچقدر هم کم.

من واقعا تشخیصم خوب نیست که ای کاش بود ک لازم نبود کسی بگه