قبلش میخواستم بنویسم فاطمه مال منه. مال من میشه؛ چون تلاشمو میکنم ک خیلی پیشرفت کنم. که خیلی آدم حسابی بشم. خصوصا این آدم نباشم. این باشم با دوز های مختلف خیلی رفتارها و روحیات و... و...
ک فاطمه مال منه. ک اون چشما مال منه.
ک فاطمه مال کسی نیست. فاطمه فرق داره.
00.32 واقعیت اینه که من واقعا میدونم هیچ وقت قرار نیست این انجام بشه یا حرکتی صورت بگیره لاکن(یکی از کلمات مورد علاقمه. مخصوصا با اون لحنی ک خود دانیم) احساساتیه که بروز داده میشه. شاید ی روز خاموش شه. فراموش شه. شایدم نه. ملالی نیست. باید ادامه بدیم ببینیم میشه کاری کرد یا خیر. و میدونی چرا؟ چون من اینجا همه ی سیاهی ها و تباهی هارو نشون دادم و همه شو عین چی خوندن. خب خیطه دیگه. پف.
00.36 من این وبلاگ رو دارم. دلخوشی شما.هم ی چیزی هس بالاخره. شاید ی وبلاگ. شاید ی شخص. شایدم ی. کلمه رو نوشتم اما واقعیت ی جوری ای بود پاکش کردم. بریم بعد.
دوست دارم با فاطمه حرف بزنم تا عمر دارم. اما. اما آیا فاطمه هم دوست داره با من حرف بزنه تا عمر داره :)))) اما. من فقط با فاطمه حرف بزنم. اما. فاطمه فقط با من حرف بزنه. اما. فاطمه من نیست. من فاطمه نیست. من من نیست.
ی روز میاد ک می بینیم همه چی فرق کرده. خودمون فرق کردیم. چرخ گردون چرخیده. چرخ زندگیامونم شاید خوب بچرخه. من ک خوشبینم. مطمئنا پیشرفت وجود داره. انسانی ک زنده است یعنی پیشرفت و رشد داره. معلومه که.
من سبک نوشتنمو دوست دارم. من نقطه هامو دوست دارم. من از اینکه خودمم احساس خوبی دارم. هرچقدر هم این خود کپی کپی کپی هایی ک کپی بودن باشه.
ولی من بارها هم خلاقیت و ادراک رو دیدم. بله. وجود داره. خود و خود وجود دارن.خوده خود.
من منو دوست داره. ولی نه اونقدر. نه.
من خالق رو دوست نداره. نه. خالق اگر یک مقداری. فقط یک ذره بیشتر میداد شاید این حس ها فرق داشت. و صد البته ک خالق ی موجود با تصویر گنگه. فهمی ازش نیست. تو چطور میتونی از چیزی ک معلوم الحال نیست متنفر باشی. جزو توانایی های خاصته.
من دوست داره فاطمه مال من باشه.
من از خالق بیزاره. خالق خیلی چیزا ب من داده ک ب خیلیا نداده اما. اما ک. اما. ک اما ک میاد وسط همه چیز ب هم میریزه.
مصطفی زیاده خواهه. مصطفی قدرنشناسه. مصطفا.
ادامه دادن سطور باعث رنجش عه. رنجش. نه رنجش.
دلم میخواست با فاطمه حرف بزنیم. ب آینده فکر نکنیم و حرف بزنیم. اما به آینده فکر نکردن واسه من نشدنیه. من به آینده خودم فکری نمیکنم. هیچ تصوری هم ندارم. فقط ی حدسایی. ی پروندنایی . اما وقتی فاطمه هیت من ب آینده خیلی فکر میکنم. بیش از حد. و دنبال راه و چاره میگردم. ک بی اساس.
خوابم میاد. دلگیری از اینکه هیچکس انگار نه انگار منی هست که نه انگار ک مصطفا. اصلا انگار ک ی تیکه چوب ک انگار از چوب هم چوب جدا شده تر از حیات. ک از درخت.
هه. ک اصلا انگار ن انگار. هه. ک اصلا انگار ک ما نیست. ک ما نیستو ما هیچ. اصلا هیچ در هیچ.
01.09 ی دختری حدودا سی ساله. با خانواده ش میومد رستوران. گاهی. خیلی وقته نیومدن. شایدم اومدن من نبودم. خیلی خوب بود. اولا ک چهره و موهای بسیار پرفکتی داشت.و طرز لباس پوشیدن خاص خودش. گشاد میپوشید و موهای مجعدی داشت. نزدیک ب فر شدن مجعده. تعریف من. مثلا فرهای با فاصله 1 سانت یا دوسانت. موج هایی با این فواصل.
و هر چیزی میذاشتی براش ب خاطرش تشکر میکرد. اگر چهار تا آیتم بود برای همشون تشکر میکرد و حتی برای خانواده ش هم میذاشتی ما بین تشکر میکرد و آخر موقع رفتن هم (رفتن من) ! از نظر بقیه مطمئنم جذاب نبود. ولی از نظر من جذاب ترین دختری بود ک اومده بود تراس.
بقیه جذابیتو تو چی میبینن. ب قول سیروس میگفت منو تو مقدمو ب عنوان ی انسان میبینیم ب عنوان ی انسان جنس مخالف. ولی خب فلانی ب چی نیگا میکنه. ب کونش نگا میکنه.
البته که اغراق بود. و البته که قضاوت بود. و البته که ریا بود و پردوبازی و خودخوب جلو گری. / و البته ک همه این ها و نوشتنش هم قبیحه. و البته ک من هم. ولی. ب هر حال بوله وهست و خواهد بود همه جا و همه وقت. بگذریم.
من ب این نتیجه رسیدم ک جریان عشق و عاشقی هم در زندگی منحوسم تکلیفش روشن شد و رفت پی کارش. درگیر عشق ی طرفه مجازی احمقانه شدیم دیگه. چ کنیم. و همسر آینده مون ک اگر ی روزی وجود داشته باشه حقش بالکل زایع شد و تموم شد و رفت. چون اون عشقی ک اولین بار میاد تو دلت بهترینه. بعد از اون یا نمیشه ک فکر کنم نشه واسه من. یا اگرم بشه کمرنگ تر خواهد بود. شاید.
و ب نظر من ب جز مورد خودم ک منتفیه متاسفانه؛ دختری ک بفهمه پسره عاشقش شده و عشق اولش هم هست اگر مورد خوب باشه. نمیگم عالی. من بقیه حرفمو نمیزنم چون کاااملا بی معنی و سطحیه.
ازدواج باید بین دوتا آدم عاقل و بالغ باشه. اینم ی حرف عامه پسند ک همه راضی باشن. آره والا. مگه اسیر همین حرف عامه نیستیم. معلومه ک هستیم. و تلقین هم کردیم ک آره خب منطقیه. خب درسته. هه. آره.