05.38 خب میتونی از این به بعد سعی کنی واقعا گوش باشی..   امروز تا ظهر خیلی خوابیدم. به خاطر شهادت کافه تعطیل بود. برا همین نرفتمو موندم خونه همینجوری رو مبل چرت میزدم که سجاد زنگ زد گفت امشب برنامه خونه یکی از بچه ها چیدن واسه پی اس. گفتم هستم. گفت مسجدم شله میدن. ساعت 6و نیم مسجد باش. رفتم مسجد شله رو زدیم. قبلش البته رفتیم ی دسته دوقلو خریدیم واسه کامپیوتر به 28 تومن. نعیم گفت 3 تومن بهتون گرون داده. جای دیگه قیمت کردم 25 بوده. مام گفتیم به تخممون.  ی سطل کوچیکم شله واسه مادرم آوردمو خلاصه 11 رفتیم به مکان. عجب مکانی ام بود لامصب... میز پینگ پنگم داشت! نعیمو سجاد داشتن بازی میکردن که دسته یهو زرتی از دستگیره اش شکست.  4تا چیپسو ی پفک و ی های بای و ی دلستر و یک فلاکس چای آذوقه مون بود. تا 4 ونیم بازی کردیم و دیگه نعیم گفت میره مام گفتیم بریم دیگه.  سگ لرزه زدیم تو راه. به معنای واقعی. منم دیدم سرده گفتم به درک. بیشتر گازوندم ک زودتر این تحمل سرما تموم شه.  سجادو رسوندم مسجد. رفت نماز. کلی هم بچه مچه دم مسجد بود که نمدونم داشتن میرفتن حرم یا چی.  5 رسیدم خونه. بابا بیداره و داره مثنوی میخونه. قبلشم ی مستند جالب دیده از پیدا شدن مادر یک بچه که از سه ماهگی یکی دیگه بزرگش کرده بوده..  مامان خوابه. منم چسبیدم ب بخاری و چاییمم سرد شده.  لواشک بسیار شور مامان هم اینجاست که میخوام بخورم. شب خوبی بود. خداروشکر.

 

06.07 سلام. ممنون از توجه شما.  واقعیتش من وبلاگ نویسی بلد نبودم برا همین از دور خارج شدم.  من قبلا خیلی مینوشتم. شاید روزی 50 سطر و بیشتر. همشم افکار و احساسات خودم و چیزهای مربوط به زندگی خودم بود. جور دیگه ای بلد نیستم. امتحان کردم نشده. زیاد اتفاق افتاد که با کامنت ها اذیت شدم. و حتی اذیت هم کردم. چند بار پیش اومد ک آدرس عوض کردم. اما مشکل فقط دیگران نبودن. من خودمم با خودم مشکل داشتم. حس میکردم دوست ندارم بنویسم ک چشم به راه کامنت باشم. از طرفی هم این حس هیچوقت ازم دور نمیشد. تصمیم گرفتم فقط برای خودم بنویسم. و الان حدود 8 ماهه که ی وبلاگ شخصی دارم که هیچکس آدرسشو نداره و نخواهد داشت. راستشو بخواید راحتم.  اوایل سخت بود ک کامنت نداشتم. اما الان خوشحالم ک منتظر کامنت کسی نیستم. و خیالم راحته ک فقط واسه خودم مینویسم...   از بقیه انتظار ندارم مثل من فکر کنن. چون میدونم ک اگر همه آدما مثل من بودن کلا بشریت منقرض میشد :| :)