01.28 یکی از این دوسه شب ک ننوشتم. صبح از خواب پریدم و بلافاصله با خودم گفتم باید هر چی از دستم برمیاد بکنم که فاطمه مال من شه. باید تمام تلاشمو بکنم.

شب سره کار خانم مقدم گفت خواب سیروسو دیده. یاد این جریان افتادم. با خودم گفتم یعنی صبح داشتم خواب میدیدم ک اینجوری شد بعد پا شدنم؟ عجیب بود. چون اصلا چیزی یادم نمیومد. 

اکثر اوقات؛ گاهی اوقات به خودت میای ی نگا ب اطراف میکنی ی نگاه ب ته افکارت ب کائنات فکر میکنی ب خودت میگی کجایی تو کجاییم ما. چی ب چی. کشک چی. فاطمه و سره کارو تصمیمائو اینهمه اتفاق تو این جهانو همه وو همه وو همه ی اینا... مصطفی هیچیش مشخص نی رفیق. نه هیچ تضمینی نه هیچی. احتمالات و قوانین دیگه کائنات اجازه نمیدن احساس کنی همه چی اوکی میشه و هست. 

ی روز ب خودت میای میبینی نه فاطمه رو داری نه شغلی ک بش علاقه داری و توش عالی هستی نه تفریح خاصی نه هیچی. میبینی باختی هرچی ک . چی؟ چی ب چی...

چطور نگاه کنم پس.

ی روز ب خودت میای . الان یادم اومد.

 

دیشب یا امروز خواب دیدم مردم. لحظه مرگو دیدم. ک مردم. ک اون لحظه فقط ب این فکر کردم ک دارم جنب از دنیا میرم؟ کیرتوش. ب گا رفتم. همین بود اون لحظه. بعدش شاید گفتم کص خوارش هرچی میشه بشه. ولی نه. مطمئنم مضطرب بودم.  

 

فاطمه خانم. من ب شما فکر میکنم.

 

01.40 ترسیده بودم. 

آقا مصطفی فکر کن واقعا همین امشب بمیری. صبحو نبینی. چی داری تو چنته. کص خواهر همشون. ب گا میرم.

 

01.44 کیره سگ تو کص خواهر این زندگی بره.

Tatu-not gonna get us

کص خواهر همه چیز. کیره سگ تو کس مادر همه. گه بزنه به این ادب نداشته من.

کیرم تو کص مادر این زندگی.

 

ی شبی میخواستم ا خودکشی بنویسم یادم نمیاد چی شد. خوابم میومد فک کنم. خاک تو سر ما کنن ک هیچیه خودکشی ره نداریم. فک کنم نوشتم همون شب ازش. بکیرم. یادم نیس.

من عاشق فاطمه نیستم. اگر بودم آهنگایی ک معرفی میکنه رو دانلود میکردم.

 

01.58 از زندگیم و همه چیزش. 

انتظار دارم فاطمه. چی؟ تموم شده تو نمیخوای باور کنی. حیف شد. حیف شد.. سخته کنار بیای بیچاره... آقا مصطفی ... بیچاره ... فقط دعا میکنم بتونی کم کم بهتر شی و کنار بیای. 

باختی.

بازم. باختی.

 

02.04 لعنت ب این وبلاگ. و این حجم تلاشم برای جلب توجه. لعنت ب من.