راستش اونقدرام نارحت نشدم. فقط خواستم کامنت حق ب جانب بذارم.
05.18 اگه من طراح فیفا بودم، career ره جوری طراحی میکردم دقیقا عین واقعیت. خیلی سخت. خیلی خیلی سخت. از چنتا تیم بسیار سطح پایین برام پیشنهاد میومد، از لیگ های بسیار سطح پایین. بعد خودمو میکشتم نمیتونستم ی بازیکن بزرگ بخرم.
و امثال رونالدو و مسی و غیره عمرا میرفتن از تیماشون الا ب قیمت های بسیار نجومی، مثلا جزو طراحی هام میذاشتم که مسی به تیمی که average ش از 80 پایین تر باشه، اصلا نره. قیمت رضایت نامه هاشونم واقعی میذاشتم.ها والا. چیه که هرکی از جش پا شد هرکی ره بخره :/ بعدم سرعت نقل و انتقالاته کم میکردم. همه که من سیتی نیستن یکجا 7-8 تا بازیکن بخرن که. ها والا.
شایدم فیفا اینجوری باشه و من ندونم. چ بدونم.
ولی سرعت بازی تو فیفا زیادی پایینه. اینو تو گیم سنتر دیدم که اصلا ی جوریه بازیش.
از بازی حرف نزنم از چی بحرفم؟ زندگی؟
05.30 نماز صبح خوندن بابا سوژه ترینه. فک میکنه باید داد بزنه نماز صبحو. خداوندا چی بگم سید. صداش رو مخمه. ی دفعه هم داد مزنه. پیف.
05.31 برم ی نمازی بخونم.
05.38 خوندم. راستیتشو بخوای اگه از بچگی عین عادم فقط نمازامه میخوندم الان کمردرد نبودم. فک کنم.
نمازو نخوندم برا خدا. همینجوری. یکم ب خاطر بابا. یکم برا تنوع. گفتم بخونم کی ب کیه.
06.06 کافه کافکا ره میخوندم. تو سایتشم رفتم اما دستم ب خرید کتاب نمیره. مثلا مرگ ایوان ایلیچ برام چه معنی خاصی داشت که بخواد این یکی ک داستان های کوتاست داشه باشه؟ نمیدونم.
06.44 داشتم درباره فاطمه فکر میکردم. اینکه اگر دنیای خیالیم از این لحظه شروع میشد چ اتفاقی میفتاد ! (!) (!!!)
گفتم واقعیت تمام. از الان خیال.
فاطمه بهم کامنت داد که مصطفی بیا درباره رابطه مون صحبت کنیم. من گفتم درباره چیش صحبت کنیم. اینکه من دوستت دارم و تو نداری. اینکه اساسا نگاه من و تو به رابطه و با هم بودن و زندگی مشترک متفاوته. تو نگاهت متفاوت تره. تو اساسا میگی این فکرها برات زوده نه فکرها. تصمیم ها. ولی همون فکرها. اینکه نگاه تو به دوست داشتن هم احتمالا متفاوته. من ازت نپرسیدم فقط حدس میزنم میخوای ادامه بدی و فعلا به این چیزها فکر نکنی تا توی ادامه پیش بیاد. خیلی چیزها رو تجربه کنی مثل بقیه. ک غالبا هم توی دانشگاه این اتفاق ها میفته. یا لااقل توی دوران دانشگاه یا نزدیک بهش. تو نگاهت به رابطه ما دونفر ی نگاه متفاوته. ی نگاه دوستانه. اینکه دو نفر دوستیم که دوسه ساله همدیگه رو شناختیم کم و بیش و شخصیت همدیگه برامون دوست داشتنی هم نگیم قابل تحمله. (اینو میگم چون من شخصیت تورو دوست دارم. قابل تحمل بودنم برای تو رو گفتم. من مشکل دارم باید تواضع کنم. نباید پررو باشم. چون اگر تواضع نکنم و یکی بزنه تو برجکم بد میخوره تو ذوقم. احتمالا دلیل اصلیش اینه. در جهت تخریب بیشتر شخصیتم میگم.) تو میخوای (میخواستی) دوست بمونیم و ادامه بدیم دوستی دورادورمون رو. فقط در حد دوست.
و بعد این جریاناتی که توی وبلاگها و تلگرام پیش اومد که من دیوانه شده بودم و روانی، و بالکل شخصیتمو نابود کردم در حالی که خیلی ش القاء بود و نامردی بود اون تصویر زشت و اون توهمات خراب و همه فشارهایی که اون زمان روی من بود و ب شدت منو ضعیف کرد، و پل هایی که یکی یکی پشت سرم خراب کردم..
بعد از اون دیدم که هیچ امیدی نیست به وصال. گفته بودم لیاقتت رو ندارم و باید رابطه م رو باهات قطع کنم.
دیدم آدمی که این حرفها رو به تو زده دیگه برای تو هم تموم نشده باشه برای خودش تموم شده...
حالا میخوای درباره چی حرف بزنیم. چه چیزی میخوای به این آدم بگی؟
و اینجا بود که دنیای خیالی هم جوابگو نبود!
هیچ تصور دیگه ای فعلا توی ذهنم نیست که جواب فاطمه خیالی ذهنم چی میتونه باشه...
07.06 مثلا خواسته همه انسانها. از همه آدما بپرس اگر قرار بود برای همه آدمای کره زمین ی جهانی رو آرزو کنی چی آرزو میکردی؟
شاید همه بگن
جهانی که توش عدالت داشته باشه. رفاه داشته باشه. همه همدیگه ره دوس داشته باشن. به هم بدی نکنن.
تو خودت از همه بهتر میدونی اگر ناعدالتی نباشه عدالت تمیز داده نمیشه (؟!) اگر بدی نباشه خوبی ای نیست.
فکر کن تو جهان همه ی انسانها کار درست رو انجام بدن. همه و همه. چقدر بی خود میشه.
تازه فکر کن همه انسان ها از حقوق یکسان برخوردار باشن (!) این دیگه نوبره. اون بنده خدایی که خداوند قد نخود بهش عقل داده (امثال من بیچاره) هم بتونه بنز و پورش سوار شه و سواحل جزایر قناری بره، اون مادرب خطایی که خداوند متعال لطف کرده بهش هوش سرشارو استعدادو فیلان داده هم همون جور یکسان باشه با اون. اصلا میشه؟ نه به مولا.
حال. سوال. چگونه جهانی برای همه انسان های جهان آرزو میکنی؟
جهانی که تک تک انسان ها احساس رضایت از زندگی شون بکنن. با هر شرایطی که دارن.
سوال. به این چه نقدی وارده؟
کاش یکی کامنت میذاشت. ای بابا.
07.26 چرا انقدر برات مهمه که خنگ دیده نشی. هرچی هستی باش آقا مصطفی. همینجوری دوستت دارم.
خیلی پست خوبی بود. دوسه بار که خوندم بیشتر لذت بردم. شاید به حال خودم هم بستگی داشت و دیگر چیزها. و نظر دیگرم درباره پست شاید برای خودم و بقیه خیلی تکراری باشه اما تکرار همیشه هم بد نیست شاید هم اینجا باشه که اگر هست پیشاپیش عذرخواهی میکنم. به نظرم رسید که بگم خالق گل سرخ اگر وجود داشته باشه و شناختنی باشه و انسان بتونه بشناستش و مراحل دیگر، اگر انسان با اختیارش به هر دلیلی به اون سمت نره خیلی در حق خودش جفا کرده و چیز بسیار بزرگی رو از دست داده. این نظر منه. در حد عقل خودم...
08.42 =)))) :))))))
17.15 =) آیسان برا حرفم تره خورد کرد :] تاریخ تولده پاک شد :)