02.44 " بعهه. ساعت سه شد! " (!!!) 

جواد پسرعمومه. از بچگی والدینش از سر دلسوزی معتادش کردن. همه تعریف میکنن که خیلی خوشگل بوده بچگیاش. والا ما ک چیزی ندیدیم. 

جوان سی و خورده ای ساله. بسیار لاغر با قد نسبتا بلند. خطاطی بلد بوده. پرده نویسی. الان آرایشگری بلده. ازدواج کرده. دو فرزند داره. یک دختر حدودا پنج ساله و دیگری نوزاد. 

امشب دایی میتی و بابا نصیحتش میکردن که زندگی ش رو متحول کنه که اوضاعش بهتر بشه. گفت ب پیشنهادشون عمل میکنه. امتحان میکنه. 

 

03.43 خدایا کمکم کن... من جز تو کسی رو ندارم... تو خالق منی. کم با هم چالش نداشتیم. حتی همین الانش هم شک دارم بهم توجهی داشته باشی. ک فکرامو ادامه دارتر میکنه... اما. خالق... کمکم کن. بزار بفهمم. تو مارو بیهوده نیافریدی. نمیتونم زیاد بودنمون رو تحمل و درک کنم. که نمیدونم چرا. چرا این هفت میلیارد بودنمون میتونه احساس پوچ بودن دنیا رو القا کنه؟ که مگه ملاک اینه که من نتونم هر هفت میلیاردو بشناسم؟ اصلا ربطش چیه؟ ربطش چیه که اگه بخوام با همه شون هرکدوم فقط یک دقیقه مکالمه داشته باشم کلی شون رو از دست میدم ب خاطر نرخ مرگ و میر. 

من نمیدونم خالق. من خیلی وقته دارم اعتراف میکنم ک نمیدونم. تو چرا کمک نمیکنی... همش بهت تهمت میزنم. شاید واقعا داری کمک میکنی اما من نمیتونم درکش کنم... خالق... خالق... ازت چیزای زیادی نمیخوام. ازت انتظار دارم به مخلوقت ک بیهوده نیافریدیش کمک کنی ب خواسته ای ک داره؛ ب واسطه اختیاری ک خودت بهش دادی، برسه... 

خالق. 1- کم کم بفهمم. بیشتر بفهمم زندگی رو. خیلی زیاد بفهمم. میدونم تمومی نداره... هرچقدر میشه... هرچقدر ظرفیتمه. 2- ظرفیتمو خیلی خیلی خیلی بیشتر کن...

خالق... خالق... خالق... 

 

03.58 با محمدجواد حرف میزدم. (خطر خاله زنک شدن مخاطب) :)))) 

خلاصه گفت فاطمه گفته تا حالا س نفر عاشقش شدن. من و محمدجواد ب کنار. ی بنده خدای مجازی دیگه ای هم بوده. سوالی ک برام پیش میاد اینجاست که 1- چرا این اتفاق می افته؟ 2- آیا واقعا این اتفاق افتاده؟ (محمدجواد و اون بنده خدا عاشق فاطمه شدن؟! ) انگار ک عشق تعریف داره ک من همچی سوالی میپرسم. هر خری ع راه برسه میتونه ادعا کنه عاشق شده.

چرا سه نفر عاشق ی نفر بشن؟ اونم تو مجازی؟! / آیا راست میگن؟ 

 

والا من اون نفر سوم رو نمیشناسم لاکن. بین من و محمدجواد، شخصا ب محمدجواد رای میدم از لحاظ مقایسه ای. ک کدوم فرد مناسب تریه. والا  از حرفاش ک اینطور میشه فهمید. بچه 18 ساله اینقد عاقل.  

اون بنده خدا دیگه هم ک نمیدونم. 

 

اما یک سوالی. من بعد چن وخت اعلام کردم عاشق فاطمه ام؟ ما کم باهم دوستی داشتیم؟ چن سال شد؟ خیلی وسطش قطع و وصل داشت. ولی دوست بودیم و هستیم توی قلبامون. 

اون دوتا هم اندازه من با فاطمه صحبت میکردن؟ مجازی اینجوریه؟ پس من چرا نبودم.