22.59 لعنت. لعنت. مادرم کلاسورمو انداخته. لعنت. لعنت. لعنت ب این اتفاقات کیری ک سرمنشا همشون خود احمقمم.
23.03 چن روز پیش . ی شیشلیک داشت میرفت تو پاچم ک فروختمش با کمک بچه های رستوران. مدیر گفت صبر کن میفروشی. خدا پدرشو بیامرزه
و ی لقمه و ی جوجه با هم ی روز دیگه رفت که جوجه رو گنجعلی ورداشت. ممنون...
23.13 فاطمه خانم ایشالا ک هیچ وقت دیگه پاتو اینجا نذاری. منو ب یاد نیاری.
همش دروغ. همش بچه بازی. اگه جرات داری آدرستو عوض کن. مظلوم نما. مسخره.
23.15 محمدجواد راست میگه. واقعا زنده بودن من اشتباهه. ک چی بشه الکی زنده بمونم. جرات تموم کردنشو ندارم. امید واهی دارم. به چی؟ نمیدونم. بیستو دو سالگی مون ک این باشه واویلا ب بقیه ش... چ کنم... مث خر تو گل گیر کردم...
+ نوشته شده در شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۶ ساعت توسط
|