خیلی سخته... ولی شدنیه.
02.31 دوست دارم ی زخم عمیق رو دستم بندازم یا دستمو داغ کنم طوری ک هر دفعه درد یا سوزششو احساس میکنم یادم بیاد ک دلیلش چیه. بدم اومده از رفتار چیپم در محل کار. شوخی و خنده خوبه. اما من دیگه تو مسخرگی درجه دار شدم. بسه واقعا. یکم آدم شخصیت خودشو حفظ کنه و سنگین رنگین (!) رفتار کنه بهتره.
این وویس گذاشتن فاطمه رو هم من میتونم ب خودم ربط بدم. چون زیاد نگذشته بود از اون فکر من ک چرا هیچ وویسی ندارم ازش گوش بدم. هاه.
02.38 ارباب حلقه ها برا من بسیار فیلم احترام برانگیزیه... احترام میذارم به آدمایی ک ساختنش... همه دست اندر کاران... ازشون متشکرم.
02.41 جریانات تراس ی بوهایی میده. فکر میکنم اگر حدس هام درست باشه کم کم از تراس رفتنی شم. احتمالش هست...
راستش رو بخوای با جریاناتی ک پیش اومده، که مهمترینش هم عدم حضور دکتر رهبری هست؛ هیچ دلگرمی ای ب این رستوران ندارم. سعید هم برام دیگه اون اهمیت سابق رو داره. درواقع دیگه حناش واسم رنگی نداره. ولی... ولی من هنوز یادم نرفته روزای خوبی ک باهم داشتیم رو... همینه دیگه...
چه جالبه زندگی... چیزی که بخوای رو میتونی بدست بیاری. جریان مدیر شدن سعید خیلی برام جالب و قابل توجه بود... و حالا...
و حالا ک دکتر رهبری، حامی اصلی سعید، وضعیت نامشخصی داره، دکتر ملا خودش حضورش رو در مجموعه بیشتر کرده. خیلی بیشتر.
و من هیچ وقت ارتباط روحی خوبی با این آدم ها برقرار نکردم. خانم آدینه. دکتر ملا و خانواده شون. هیچ کدومشون برام دوست داشتنی نبودند و نیستند.
و باید بگم گنجعلی و میرعالی. از هیچکدومشون خوشم نمیاد. چون حس خوبی بهشون ندارم. شاید آدم های خوبی باشن و همواره کار درست رو و به نفع مجموعه انجام بدن، اما یک جوری ام نسبت بهشون. شاید ب خاطر بد شدن خودم باشه. اما این واقعیتیه که وجود داره.
من توی این مجموعه هیچکس رو دیگه قبول ندارم. سعید فقط هنوز برام کمی قابل قبوله.
نسبت به تراس و موفقیتش بی تفاوت شدم. چرا اینطور شد...
سوال. موفقیت تراس؟
تراس کیه؟ دکتر ملا. / دکتر ملا چرا تراس رو تاسیس کرده؟ لابد اهداف مالی. افتخار. پز دادن
دکتر رهبری خیلی تغییرات ایجاد کرد توی تراس. از رفتن خانومای خط. بچه های فرنگی. بچه های کافه مث حسام و پیمان. شارک. خواهانی ها. باغی و مقدم بگیر تا مدیریت سعید و تغییر سبک رستوران و آوردن نت برگ و بوفه صبحانه .
حالا ک فکرشو میکنم دکتر رهبری همه چیز رو تغییر داد ...
حقش بود که حداقل ازش قدردانی بشه.
ولی باز هم امثال ما هیچوقت نمیفهمیم اینها چقدر به نفع تراس بوده یا نبوده.
03.43 من باید خیلی قوی تر از اینا بشم. این بایدا.. ! تف.
03.58

باید همیشه آماده سفر باشم... باید...
04.10 تراس عزیزم... دوستای عزیزم... دلم براتون تنگ میشه... خیلی ...

04.22
