18.21 حالم خیلی خوبه. چرا؟ والا. چون دلیلی نداره که بخواد ناخوب باشه.

دیشب تقریبا خوب خوابیدم. حدود 2.30 تا 11.30 صبح. [آیکون نیمچه لبخنده نیمچه مغروروانه با چاشنی کمی چشمک]

و اینکه. سر کار خیلی حرفه ای و خوب بودم. البته با همکاری همکارانم این مهم محقق شد. حالا من ی پشت خط زن قابل اعتنا هستم! :)) =))))  ؛)

فاطمه کجاس موفقیتامو ببینه :) (!) :)   ها؟ چی؟ دروغ بگم ک برام مهم نی ک میبود و تشویقم میکرد؟ :)) 

Now -->  POET AND THE PENDULUM 

 

 21.28 سطور بالا رو الان خوندم. ی حس بسیار قابل احترام تری دارم الان. بالایی این احترام رو نداره. انگار من دوست دارم خیلی جدی و منطقی باشم همیشه. اینجوری حس میکنم محترم ترم. چند سطر بالا زیاد هم محترم نیست. با اون شکلک ها.