لعنت به سیگار. متنفرم از سیگار. پدرم نمیتونه ترک کنه. نه که نتونه. نمیخواد. مطمئنا ناراحت میشم. ولی چاره چیه. خودخواهیم ما آدما. تازه ی زمانی فک کن تو اتوبوس هم میکشیدن ! تو خونه که هیچی. ولی خب. خداره شکر داره کم کم جا میفته که سیگاری باس بره اون بوی گند رو که نفس آدمو بند میاره، ی جا دیگه را بندازه نه اینجا.
به امید روزی که درست شه. عقلها برسه...
لعنت به منفعت طلبی...
من اگر جای مدیران این رستوران بودم با پرسنل ی جلسه میذاشتم که بگم.
حقوقتونو سر موعد میدم. اگر گفتم دهم، دهم میدم. دهمم شد یازدهم بهتون خسارت دیرکرد میدم. روزی 10 تومن. به پول الان ! ولی نمیشه. نمیذارم دیرشه. راس موعد حقوقتون تمام و کمال توی حسابتونه. ولی ازتون کار میخوام. تعهد کاری میخوام. اگر 8 ساعت در خدمت مجموعه هستید، همه ی هشت ساعت رو کار کنید. هر کاری که سرپرستتون بگه. و حتی فراتر از اون هرکاری که خودتون تشخیص میدید اولویته و روی زمین مونده...
05.33
کوفتم نداریم بخورم. غر میزنم. خوردنی هست. ولی غذا نیست. بیچارگی اینجاست... گشنمه. شکمم درد میکنه از گرسنگی. کم. مث دیروز نیست. یکم شیربرنج سق زدم.
05.41 گاهی ننوشتن چیزی نکته ای، که روشنگری کنه، واقعا مهم نیست. روشنگری هم بکنه یا نکنه اهمیت نداره واقعا. واقعا.
همه افکارت قرار نیست نوشته بشن. درست ها همیشه نباید توضیح داده بشن که فهم بشن.
کلیشه ای و رو اعصابه اما
کاش این پست آخر آیسان رو فاطمه نوشته بود. و من مخاطبش بودم.
قبلا ی بار نظرم درباره آیسان رو گفتم.
دیگه نباید به آیسان پیامی بدم. نظری بذارم. مادامی که درمان نشده نه.
چون اون ی بیماری روانی، بلکه بیش از یکی داره.
چون من الان فهمیدم که بیمار نیاز داره درمان بشه. تو وقتی مریضی، مثلا دلدردی و داری رنج میبری، دلت نمیخواد یکی بیاد بگه چقدر دست خطت زیباست! خیلی ملاحظه شو بکنی بگی ممنون. ولی تو دلت میگی زودتر بره گمشه من دردمو دارم تحمل میکنم. چرا گفتم تحمل، چون گاهی بیمار یا پول نداره، یا پزشک در دسترسش نیست. یا منتظره که خودش خوب شه! خود درمانی میکنه !ساده انگارانه نگاه میکنه.
من تو مثال زدن زیاد خوب نیستم. ولی بسمار روانی هم گاهی این مسائل رو داره.
من بلد نیستم با آیسان حرف بزنم. نمیدونم. شاید مشکل از منه. ولی هر دفعه ی مشکلی پیش میاد که نمیذاره حرفها راه به جایی ببره. آخرین کامنتی هم که دادم یک طرفه بود که خب با یک پست تخریبم کرد و بیخیالش شدم. واقعا کامنت یک طرفه دادن زشته. نباید.
بگذریم.
به اینهمه تحمل کردنت غبطه میخورم. چطور میتونی انقدر نباشی؟!
شاید ی جمله ادبیه. شاید خطاب به کسیه. شاید برای منظور دیگه ایه.
کسی چه میدونه. من دیگه پستاشو به خودم نمیگیرم. هیچکدومو.
دوست دارم ی روز حالش خوب شه و باهام ارتباط بگیره. مودبانه. محترمانه. دوستانه. پایدار.
دقت کردم. من هیچ رفیقی ندارم. ی دوست دارم به نام سجاد.
05.58 سیروس زن گرفته. تهرانه. کو رفاقت.