سلام. همیشه از استرس امتحان بدم میومده. درسته که هیچوقت اون میزان غیرنرمال استرس در من وجود نداشته بلکه شاید هم این اواخر بیش از حد کم بوده؛ اما وقتی این استرس برات هزینه داشته باشه مهم تر جلوه میکنه. اولا هزینه مالی دوما هزینه آبرویی ! اینکه توی جمع بزرگی که نمیشناسیش و تازه واردش شدی به واسطه بلد نبودن درس ضایع بشی! جمعی که توش جنس مخالف هم هست و این قضیه رو ضایع تر میکنه !

 

03.47 عجیبه. برای اولین بار بعد از خیلی خیلی مدت، من یادم رفته که اول تایم بزنم بعد شروع کنم به نوشتن ! :|  

قضیه بالا درباره اولین روز از کلاس های تئوری گواهینامه ماشین بود که استاد گفت جلسه بعد میپرسه ! :))

الان که فهمیدم فردا جلسه فنی هست و قرار نیست بپرسه بی نهایت راحت شدم و خوشحال ! :| :))

 

واقعیتش بی نهایت انسان بی دقتی هستم. و توجه و تمرکز لازم رو هم ندارم. یعنی اینطور نبودم، در گذر زمان اینطور شدم و باید فکری براش برداشت. واقعیتش باید بگم که... متاسفانه خیلی چیزا هست که نیاز ب درست شدن داره ولی امکاناتش نیست و باید ب وجود آورد. واقعیت اینه. انتظاری از هیچکس نمیره. خودتی و خودت فعلا... 

البته که اغراق آمیزه. تو والدین و خانواده تو داری که تا حد توان حامی تو هستند...

ولی بر این باورم که انسان نیاز نداره خیلی چیزها رو تجربه کنه تا بفهمه. تو نیاز نداری کل بدنت با آب جوش بسوزه تا بفهمی آب جوش شوخی نداره... میفهمی چی میگم... من به خیلی چیزهای بدیهی دارم دیر میرسم تو زندگیم. اینا واقعیته... و اینکه چهار صبح من بیدارم. اینم واقعیته.