03.46 آیسان. جوابمو بده. وگرنه انقدر ناله میکنم که از همه چی سیر شی. هرروز واست کامنت میذارم که عاصی شی. ولی اگر ناامید بشم ولت میکنم. بعد همه جا جار میزنم که تو نارفیقی. که نبخشیدی... من منتظرتم آیسان خانوم. میدونی مشکل تو چیه؟ فکر میکنی من چون مرد ام باید مث تو باشم! بی احساس مغرور و متظاهر. من ترجیح میدم هرچی هستم باشم تا چیزی که تو دوس داری و خودتم شک داری و نمیدونی از کجا اومده. من کارتون و انیمیشن نگاه میکنم و کیف میکنم. از دود متنفرم و حس خفگی میکنم وقتی دود سیگار بم میخوره. چیزای شیرین دوس دارم. لواشک و آلوچه خورم. شکلات تلخ بخورم قیافم شبیه کسخلا چروک میشه چون حس میکنم زهرمار خوردم. ی بار اسپرسو دوبل سفارش دادم، ی ذره خوردم واقعا مثل زهر تلخ بود. مجبور شدم ی کیک عسل نارگیل هم سفارش بدم که بتونم باهم بخورم تمومش کنم زهرماری رو. من رویای فوتبالیست شدن در سر داشتم چون واقعا خوب بودم. ولی ب خاطر چشم و بدن ضعیفم هیچوقت پیگیرش نشدم. همه ازم میپرسیدن کجا بازی میکنی اینقدر فوتبالت خوبه. منم میگفتم هیچجا. تا حالا تست هم ندادم. چمن هم بازی نکردم. میگفتن حیفه. تعجب میکردن. من تنها تمرین میکردم. با دیوار پاس کاری میکردم. آجرهارو هدف میگرفتم و با هر دو پا ضربه میزدم. هنوز که هنوزه نصف موقعیت ها رو با پای چپ شوت میزنم. با پای چپ دریبل میزنم. و با پای چپ پاس میدم. تو اینارو درک نمیکنی. اینا مهمترین چیزای زندگیم بودن... من سعی مو کردم. ولی رسیدم به اینجا... این کامنت رو واست نمیفرستم چون ارزشش برا خودم بیشتره. و تو نمیفهمی. شبت بخیر.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷ ساعت توسط
|