08.37 میخوایم چشممو عمل کنیم. به خاطر سهل انگاری و فراموشکاری مجبور شدم برم نیشابور نامه اشتغال به تحصیل بگیرم و حالا منتظریم بابا بره منو بیمه طلایی کنه. به خاطر بیمه دانشگاه ثبت نام کردم. چون قانون اینه که بعد 18 سالگی باید محصل باشی ک بیمه درمانی ت کنن والدینت وگرنه نمیشه.
دیروز وحید زنگ زد یکم درباره بورس برام گفت. بعدش یکم از رضا پرسیدم. همین روزا باید برم سراغ ثبت نامش. کارگزاری نمیدونم کجاست.
کلی حرف دیگه که چیز. چیز. :)
08.50 ساعت 8.47 صبحه. دیشب قبل 9 خوابیدم تا 6 صبح امروز. داشتم فکر میکردم حتی اگه برم هتل کار کنم هم با این فاصله ی خیلی زیادمون از مرکز شهر، خیلی توی رفت و آمد اذیت میشم. به این فکر کردم که اشتباه از خودم بود. وقتی خودمو کشیدم کنار و اجازه دادم هر جا دلشون خواست خونه بگیرن. آره. اشتباه خودم بود...
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت توسط
|