11.32
تجربهی من میگه که
اعتماد بنفس با چیزای مالی یه دیوار شیشهایه
که حتی اگه درست بشه، یه نفر بیاد بگه فلانجات مثلن! مشکل داره
اون دیوار میشکنه
ولی اگه اون دیوار سنگی باشه، یعنی درونی باشه
میشکنه؟! نه
ولی بهت حقو میدم که این حسو داشته باشی
و سعی کنی رفعش کنی
چون به هر حال نمیشه بگی ما هممون زیباترینیم
11 ساعت پیش
باهات موافقم
و این دوتا تناقضی ندارن.
چون به هر حال واقعیاتی وجود دارن که ساده بودن یا خود رو گول زدنه اگه بخوایم نادیده شون بگیریم.
امروز صبح که چشم وا کردم داشتم به این فکر میکردم که من قابل دفاع هستم؟
مهم نیست که چقدر ی نفر رو دوست داری. چرا مهم هست. ولی همه ماجرا نیست.
مشکل اینه که دارم به اون دختر مجازی فکر میکنم. اینکه این من، الان ابدا قابل دفاع نیست و نمیتونه جرات کنه دوباره بره سمت اون دختر. بگذریم که زمان مناسبی هم نیست و اصولا نشدنیه. چون اون ی شهر دیگه س. مگر اینکه معجزه بشه و مشهد قبول بشه امسال که کنکور داره. ولی ...
دارم به این فکر می کنم که چرا باید دلش بخواد با این آدم رابطه داشته باشه وقتی کلی هم دانشگاهی شاخ وجود دارن که واقعا هم لایقن.
من قابل دفاع نیستم. متاسفانه.
چند لحظه پیش
15.03
ببین هیچکس از کس دیگه برتر و بدتر نیست، نمیشه بگی من لایقم یا لایق نیستم.
بنظرم اول روی خودت تمرکز کن، یه جمله تکراری هست که من خیلی دوستش دارم
میگه روی خودت سرمایه گذاری کن
البته قطعن تو با این جمله ها اشنایی داری 😁
ولی میخوام بهت بگم که یه جور دیگه باید بهش نگاه کنی
با این جملهها هیشکی موفق نشده، بهتر نشده
فقط وقتی به دردت میخورن که باورشون کنی
و برای خودت بکارشون ببری
15 دقیقه پیش
درست میگی.
اصلا ممکنه مثل توی قصه ها، ی جوری بشه که فقط منو بخواد. جوری که خودشم ندونه واقعا چرا :) به هر حال من باید تلاشمو بکنم. راه دیگه ای جز این وجود نداره.
من باید روی خودم سرمایه گذاری کنم; به خاطر خودم.
چرا من اینجوری ام آخه. مهم ترین چیز زندگیم اینه که دیگران منو ببینن و دوست داشته باشن. اینکه خودم تبدیل ب ی فرد بسیار ارزشمند بشم به خودی خود واسم ارزش زیادی نداره. / انگار من در رابطه با دیگران معنا میشم.
و الان مهم ترین این دیگران ی دختره. که دوست دارم مجذوبم بشه و منو بخواد.
چند لحظه پیش
تلاش کردن واسه رسیدن به اون دختر، مثل تلاش توی ادیان برای رسیدن به بهشت میمونه. ابدا باور نداری که قراره بهش برسی. ولی تنها راهی که احتمال این ماجرا رو افزایش میده همین تلاشه.
قسمت رو اعصاب ماجرا اینجاست که هیچ تضمینی هم واسه خوشبخت شدن باهاش وجود نداره :)) مثلا حتی با هزار مکافات بهش برسی ولی بچه دار نشین. یا مثلا بعد مدتی یکی تون بیمار بشه و یا حتی مرگ پیش بیاد :)) عجب دنیای لعنتی ایه :)))
16.22
منم دقیقن عین تو بودم، و شاید کمی هستم
زندگیم با نگاه بقیه معنی پیدا میکرد
یه مدته بیخیال شدم
ببین واسه خودت قضیه رو بولد نکن، که مهمترینش اون دختره هست و ... اینا، این اصلن خوب نیست. اگه کسی بخواد تو این زندگی قطعیت به خرج بده اشتباه میکنه، خیلی اشتباه میکنه
بنظرم تو فعلن به این قسمت قضیه فکر نکن، اول بهم برسید بعد در مورد بقیه چیزا صحبت و فکر کنین :)
17 دقیقه پیش
حتی اگر مهم ترینش اون دختر نباشه، بالاخره دیگرانن. یا ی دختر دیگه. یا مثلا رفقای دیگه.
مذهبی که بودم، میگفتم برای خدا.
ولی خب خدا هم دیگرانه. ولی دیگرانی که بازم دلم میخواد "من" رو ببینه، دوست داشته باشه و ...
آخه من جز اون دختر، و نگاهش، و توجهش و داشتنش و اینا، چیزی به ذهنم نمیرسه که واقعا برام انگیزه باشه
میدونی ی مدت میگفتم باید مردمان هم طبقه خودم برام مهم باشن. رنجی که میبرن رو کم کنم. واسه اونا تلاش کنم. ولی به عمق وجودم که میرم میبینم این انگیزه هست، اما نه اونقدری که فکر کنم واقعا این معنای زندگیمه.
هلاکویی میگه انسان با چهار تا مکانیزم زندگی میکنه. مثلا فرار از رنج و کسب لذت. اوکی. ولی من توی این مکانیزم ها اون اشتیاقی که منو به سمت تلاش بی وقفه بکشونه نمیبینم. / شاید فقط تنبلی باشه. نمیدونم. / میگن آدم باید حرکت کنه، چون اگه حرکت نکنه مث آبی که ی جا ساکنه، میگنده. اوکی. ولی اینم اون چیزی نیست که من دلم میخواد این باعث نمیشه من موج دریا و یا رودخانه روان بشم.
من نمیدونم آدمای پرتلاش اون اشتیاقو از کجا میارن. شاید از بیماری های روانی شون. / مثلا رونالدو. مصاحبه شو نگاه میکردم. عاشق اول شدنه. عاشق بردنه. همیشه با اشتیاق فراوون تمرین و کلی تلاش میکنه برای اینکه اول بشه. / من این آدمو درک نمیکنم. شاید در این حد درک میکنم که داره از بی معنا بودن زندگیش با سرعت هر چه تمام تر فرار میکنه. که به هر طریقی خودشو گول بزنه که واقعا این چیزها معنای زندگیشه. / جایزه ی بهترین بازیکن دنیا. رکورد بهترین گلزن دنیا و ...
یک دقیقه پیش
17.43
خودت چی؟ خودت نمیخوای خودتو ببینی؟
ببین تو داری فقط داری روی زندگی رونالدو رو میبینی
بهت که گفتم
امگیزه مهم نیست
اشتیاقم مهم نیست
نظم نظم نظم
8 دقیقه پیش
اوهوم... خودم، خودمی رو دوس داره که با اراده س. هر کاری رو اراده میکنه انجام میده. / ولی وقتی به درون ماجرا نگاه میکنم، معنایی درونش نمی بینم. / شاید بزرگترین چالش زندگی همین باشه. بدون اینکه بدونی واقعا چرا، تلاش کنی.
18.08 ولی حتی اگه بهش نرسم هم دلم میخواد حداقل ی بار از نزدیک ببینمش و باهاش صحبت کنم. / شاید باید زودتر برای این قضیه اقدام کنم چون اگر ازدواج کنه، دیگه نه من دلم میخواد دیداری داشته باشیم و نه فکر کنم اون. / جالبیش اینجاست که حتی بدون اینکه ازدواج کنه هم حق داره انتخاب کنه که نخواد منو ببینه :)