21.38 کامنتم واسه ی نفر که یادم نیست اسمش.
همین الان داشتم قسمت دوم صحبت دکتر هلاکویی و دکتر نیری درباره وجود یا عدم وجود خدا رو توی یوتیوب میدیدم. با اجرای آقای فروزنده.
تا اینجا که حرفای هلاکویی برام گیرایی داره به جز یک قسمت.
به نظر میرسه هلاکویی میگه اساسا مسئله خدا ی مسئله مرتبط به علم نیست و اثبات و ردش ابدا موضوعیت نداره. بلکه صرفا یک احساس یا باور میتونه باشه بدون هیچ دلیلی.
و خودش میگه باور داره. بدون هیچ دلیلی.
این با داستان های مذهب درباره خدا متفاوته.
حتی شاید بشه گفت خدا به عنوان خالق یا پروردگار هم مطرح نیست. (برداشت من)
خدا به منزله یک موجود که دقیقا هیچی ازش نمیدونیم.
هلاکویی میگه به این باور داره. و هیچ دلیلی هم براش نداره.
شخصا نمی فهمم اینو. که بی هیچ دلیلی به چیزی باور داشته باشی که هیچی هم ازش نمیدونی.
من کلمه "نمیدونم" رو در این مورد ترجیح میدم.
در مورد خطوط آخر پاسخت به کامنت حسین میخوام بگم من شخصا این نیازی که ازش صحبت میکنی رو زیر سوال می برم. کدوم نیاز. نیازی وجود نداره تحت عنوان نیاز به پرستش یا نیاز به داشتن خدا.
شایدم اشتباه میکنم و چون خودم این نیاز ها رو احساس نمیکنم اینطوری میگم :|
ولی نیاز به دانستن رو درک میکنم. اینکه دوست داریم بدانیم اوضاع از چه قراره و چه خبره، به نظرم یکی از نیازهای اساسی مونه. که البته میتونیم حتی اون رو هم سرکوب کنیم.
چقدر طولانی شد! ولی خوب بود. ممنون :)
21.53
ممنون علیرضا جان که به من و پدر و مادرم توهین کردی [لبخند] چون دونفری که ازشون صحبت کردم اونها بودن [لبخند]
و ممنون از مدیر وبلاگ که در جواب فقط گفت " یکم تند رفتین "
من ازتون ناراحت نیستم. اولش شدم ولی بعد بخشیدمتون بدون اینکه لازم باشه عذرخواهی کنین.
خدا نگهدارتون [گل]
22.49 کامنتم برای ی نفر دیگه ک اسمشو یادم نیست
یاد اجرای خانم مارینا آبراموویچ افتادم به نام "ریتم صفر"
اونجا با اجرای هنری خودش نشون میده که چقدر انسان ها همونقدر که خوب هستن (اینو من اضافه کردم) همونقدر هم ممکنه اعمال خطرناک و وحشتناک ازشون سر بزنه.
ی جورایی نشون داد که باید به جای اعتماد و میدان دادن بیش از حد، زمینه جرم و جنایت رو با استفاده از قانون درست و قوی، از بین برد.
خیلی ها همچنان سر این موضوع بحث دارن ولی میشه با مشاهدات و تجاربی که وجود داره، یک نگاه منطقی و نسبی به ماجرا داشت و به دنبال اون، رفتاری رو انتخاب کرد که کمترین ضرر و خطر متوجه افراد و جامعه باشه.
آرزو میکنم شما هم بیشتر از اینکه بخواید تجربه کنید، هزینه بدید و بعد درس بگیرید، از علوم موجود استفاده کنید تا سریع تر و بهتر به سرمنزل مقصود برسید.
( باید بگم این آخرش واسه خودمم خنده دار به نظر اومد اگر شما هم اینطور برداشت کردید :)))