04.22 سلام رفیق. حالت چطوره. آرزو میکنم حالت خوب خوب خوب باشه. رفیق قشنگم. عزیز دلم. امیدوارم حتی اگر ی روزی هم سختی ها. / فکر کردم تو که حالت خوبه. شرایطت مساعده. فراهمه. چه احتیاجیه به این آرزوها و امیدواری های من. رفیق شفیق. رفیقی که فراموشت نکردم و نمیکنم. رفیقی که. رفیقی که نمیدونم توی قلبت چی میگذره. میدونم. قلب با مغز و ذعن فرق داره. ازم اشکالات تکنیکال نگیر. رفیق. دوست. عزیز. اشکالی نداره که تو حواست نیست. شایدم گهگاهی یادم بیفتی. مثلا هر دوماه یک بار. خیلی خوشبینانه گفتم. رفیق. دوست. حواست نیست. من به فکرتم. اشکالی نداره که دلیلش شاید کاملا قابل فهم و حتی توضیح باشه. چرا بخوایم پرکتیکالش کنیم. معنی شو نمیدونم. از ظاهرش خوشم اومد نوشتم. رفیق عزیز. دوست دوست. الان به احتمال هزار در هزار خوابی. حواستم به من نیست. آدرس اینجا رو عوض کردم رفیق رفیق. دوست دوست. واقعا شک دارم که اینجا رو بخونی. رفیق رفیق. دوست دوست. دوست دوست. آه... مو به تنم راست میشه. چشمامو. پلکامو ی مدلی میکنم. مث دیوونه ها. کمی. چند ثانیه. رفیق رفیق. دوست دوست. الان احتمالا تو خوابی. و من چندین و چند بار مو به تنم راست میشه. رفیق رفیق. به یادتم. میدونم. احتمالا تو هم هیچوقت منو کاملا فراموش نمیکنی. یعنی که ی روزی میاد توی زندگیت که یهو به خودت میای و میگی 15 سال؟ من 15 سال بود ک به اون آدم فکر نکرده بودم!
رفیق رفیق. شایدم ی روزی بیاد که 20 سال گذشته باشه و یاد من نیفتاده باشیو همه چیز تموم شده باشه. نه که همه چیز. میدونم. ما خیلی خودمونو همه چیز فرض میکنیم. منظورم این بود که یکی مون از این دنیا رفته باشه. البته اولش فکر کردم که 20 سال گذشته باشه و تو یاد من نیفتاده باشیو یک روزی دیگه زنده نباشی.
می بینی؟ بازم من مهمم. حتی وقتی تو میمیری این منم ک مهمم که یادت نبوده 20 سال. انگار نه انگار تویی که از دنیا رفتی :)
رفیق شفیق. دوست دوست. آه... و مو به تنم راست میشه. این از کجا میاد؟ اندوه همراه با حسرت و افسوس و ناامیدی؟
رفیق رفیق. من این کارو میکنم. چشمامو می بندم و توی ذهنم آه میکشم و مو به تنم راست میشه.
رفیق رفیق. دلم نمیخواد حرف زدنم باهات تموم بشه. تو... و مو به تنم راست میشه. مسخره س اینهمه هم. بسه به نظرم.
دوست. یادم باش. نمیدونم به چه درد من میخوره ولی یادم باش. یادت باشه من چه احساسی بهت دارم. میدونم برای تو کاملا مسخره س. بی معنیه. ی نفر از اون سر کشور دوستت داره. فقط با حرف زدن باهات. و دیدن چهره ت.
رفیق رفیق. رفیق رفیق. مطمئنم تو کلی عوض شدی. منم شدم. خیلی. نه اونقدرها ولی. ولی تو. تو صرفا افکار منی. رفیق رفیق. دنیا میبینی چه جای عجیبیه؟ هیچ چیزش قابل پیش بینی نیست. حرف مفت میزنم. جدی نگیر. خیلی چیزهاش هست. ولی دلشتم به مرگ و زندگی فکر میکردم. مردن های یهویی. رفیق رفیق. خسته شدم اینهمه تایپ کردم. من فقط با یک انگشت تایپ میکنم. سبابه دست راست.
آه که خسته م... آه که خسته م...
07.10
Faezeh:
آزادی مترادف با هستی آدمی است، نمیشود آزادی را کشت و انسان را زنده نگه داشت، «خیر»ِ آدمی در گرو آزادی است، از این رو همه کسانی که تعیین آزادی را به از پیش تعیین کردن خیر آدمی، آن هم به وسیله خودشان موکول کردهاند دیکتاتورها یا دیکتاتورچههایی هستند که زندگی را به مرگ میسپارند، آدمی را برای مرگ میخواهند نه برای زندگی.
"محمد مختاری"
@cafeparagraph_mag
Mostafa RJ:
😂😂😂 چه سخت
مثالش چی میشه
کسی که آزادی رو به از پیش تعیین کردن خیر آدم، اون هم به وسیله خودش موکول کرده :))))))
آزادی یعنی انتخاب قانون درست. و در واقع محدود کردن خود. ولی به روش درست.
آزادی ای که جامعه رو ول کنیم هر کاری دلش خواست بکنه مضر و خطرناکه.
آزادی مترادف با هستی آدمی است. وات د ففف؟! اینو از کجات درآوردی مرد؟ دقیقا از کجا؟ بصل النخاعتو شکر.
دوس دارم کسی که این متن رو نوشته گیر بیارم. پولدار باشم و ی عروسک کاملا شبیه بهش بسازم. و انقدر بزنمش که له بشه. بعد امیدوار باشم ی جوری خبرش بهش برسه و دیگه همچین گنده گویی هایی نکنه این استاد عزیز.
محمد مختاری؛ روزمو ساختی بزرگوار ❤
22.29
با بی حوصلگی تمام، از سر اجبار، چون موضوع دیگه ای به ذهنم نمیرسه برای حرف زدن و برای تنها نماندن میان خیلی عظیم اهالی واکنش میخوام منم واکنش نشون بدم.
از واقعه پیش آمده خیلی متاسفم. شاید بتونم هزار و یک تحلیل و تفسیر رو در ذهن بیارم و یا فشار افکار عمومی روم اثر بذاره و حرفاشونو نشخوار کنم.
ولی من همیشه طرفدار تفکیک مسائل بودم. متنفرم از اینکه هر چیزی رو به چیز دیگه ای ربط بدم.
و همیشه دلم میخواد به اصل و اساس و ریشه توجه بشه تا ساقه و برگ و میوه.
اصل و اساس و ریشه همه این بیچارگی های ما از جهل عمیقمونه. ملتی که علم براش مسئله نیست و باور و اعتقاداتش تمام مسئله زندگیشه