06.53 دیروز تولدم بود. بیسوشیش
07.03 شاید اسفند 93 بود ولی مطمئنم 93 بود.
الان هزاروچارصده
شیش ساله میشناسمت.
شناخت که. هیچکی هیچکی رو نمیشناسه. ولی تاحدی.
دوست دارم فکر کنم چیزی هست که فقط من درباره تو میدونم.
مطمئنا هست. یعنی امیدوارم.
بگذریم.
تو فقط 3 ماه و خورده ای از من بزرگتری.
احساس من به تو برای کسی مهم نیست.
و کلی حرف دیگه که نباید ادامه داد. چون همینقدر هم بدون فکر به نتیجه ش بود.
اینکه به یادتم و سعی میکنم باهات ارتباط برقرار کنم هم ی چیزیه. ی پدیده ای. درجه اهمیتش هم مهم نیست. مهم اینه که دنیا جای عجیبیه.
و دوباره خیلی حرفای دیگه.
ولی دوست ندارم حرف زدن باهات رو متوقف کنم.
ولی باید. پس امیدوارم در شرایطی این کامنت رو بخونی که اگر حس خوبی نمیده لااقل حس بدی هم نده چون حال تو مهم تر از چیزای دیگه س.
و زندگی ادامه داره.
فعلا.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ تیر ۱۴۰۰ ساعت توسط
|