03.27 تنها فردی که براش کامنت میذارمه. 5شنبه هفته قبل ساعت 1 شب واسش آخرین کامنتمو دادم. و حالا یک هفته کامل به علاوه 2 ساعت و خرده ای هم از اون زمان میگذره. دریغ از یک کامنت احوال پرسی. اینه داستان. نباشی نیستن. واقعیته. فکر کردن یا فکر کرده چرا میرم کامنت میدم؟ لابد به خاطر مطالب مفیدیه که مینویسه! خخ. ماجرا اینه که اگر میام به خاطر خودته. به خاطر دوستی و ارتباطه. وگرنه نمیام. و حالا که 1 هفته نیومدم و نیومدی، این واسم کاملا معنی داره. میدونم که فهمیدی نیومدم. میدونم که میدونی که میدونم که نخواستی بیای. پس بازی چرا. منم نمیام. و اگر بیای دقیقا همون مقدار زمان بعدش میام. اگه فردا ساعت 1 شب بیای هر زمانی بتونم جوابتو میدم اما وقتی مکالمه به انتهاش رسید، 8 روز بعدش ساعت 1 شب میام. چون تو اینجوری هستی و این پیامو به من دادی. چون من رابطه برابر میخوام. پس اینجوری عمل میکنم. شایدم اصلا نیای. مگه نه؟ شاید خیلی بعد تر ی پست درباره م بنویسی. شاید هم بیخیال بشی و فقط نادیده بگیری. و ای کاش این مورد باشه. بیخیال بشی. چون من دیگه نمیام تا نیای. اینجوری.