06.07 بدون باور به خدا و آینده ای فوق العاده در پس از مرگ، زندگی سخت میشه نه؟ آره. /
برای فائزه: که نفرستادم.
دلم خواست دوباره بشنوم اون موسیقی رو. اما اسمشو نمیدونم و متنشو یادم نیست که سرچ کنم. فقط حدس میزنم صدای عمو خسرو بوده باشه. خیلی گذشته.
عجیبه آدم توی روابطشم دنبال خودش میگرده
سه بار تا به حال توی پستات از من اسم آوردی
اولین بار شاید سال 95 بود که برات کامنت گذاشتم
درست یادم نیست.
پس 5 سال، اینطوری میگذره.
یکی از دوستا هست که (مثلا بیشتر از دو سه دونه س تعداد دوستام) وقتی سوم راهنمایی بودم اون دوم بود. و توو یک مدرسه بودیم. امروز دیدمش. یعنی دیروز.
با اون میشه گفت: پس 13 سال، اینطوری میگذره.
اصلا چرا دوستا. همین خانواده. 26 سال. /
که چی. مگه نه؟ / آره موافقم. چطوری تنهای تنهای تنها./ خوبم سید. متاسفانه آدما عوض میشن و منم عوض شدم و حس میکنم کسشر شدم و کرخت. و این بده و بیخیال حاجی. چقدر ی زمانی وقت میذاشتم. زندگی رو ببین ب مولا. عجب داستانیه این زندگی. بگذریم رفیق. واقعا حسی دارم که به زبون نمیتونم بیارم و واقعا کلی فکر که نمیتونم بنویسم. حاجی نگفتنی چقدر زیاده. چقدر زیاد.