مثلا امشب خواب ببینم اندرس زنگ زده باهم سوئدی حرف میزنیم. میگه رفیق تو صدات میخوره جانشین من بشی بیا ی شیش ماه رو صدات کار کنم بعدش جامو بگیر. عاخه میدونی که خایه هام باد کرده... دیگه نمیتونم خرکی داد بزنم... کم کم دارم بازنشست میشم... 

 

+ فقط بدیش اینه که قلممو نمیتونه درست کنه. کسشرای تاثیر گذار نمتونم بنویسم. تازه هیکه هم مسخره م میکنه میگه تو جیکوبسنو یاکوبسن میخوندی اومدی اینجا چیکار؟