fifty one
06.18 امام زمان هم بیاد تو این خونه، من برا مهم نیست که کی اومده. باید جواب سوالا رو منطقی بده. مگر اینکه از تاثیر معنویش استفاده کنه که راضی شم. هیچوقت تو زندگیم پیرو منطق نبودم. چرا به اعتقاد و اینجور چیزها که میرسه منطقی میشم؟ شایدم سراسر زندگیم منطق بوده. تحلیلی ندارم.
06.26 تنها دلخوشی هایی ک مونده همینه که
08.43 دایی میتی اینجاس. حرف میزنیم و کیف میکنیم
09.13 ما برای حفظ شرافتمون هر اقدامی میکنیمو نمیکنیم. تهشم ب این فکر میکنیم ک این غریزه چرا اینقدر پررنگ تر از غرایز دیگه است درونمون؟ چرا ما ثروت پرست، شکم پرست، سکس پرست، شهرت پرست و... نیستیم اما شرافت پرستیم؟ اما غرور پرستیم؟ تازه اون هم با تعاریف محدودی ک فقط خودمون قائلیم. مثلا شرافت در اینه که تو از کسی درخواست کمک نکنی. شرافت در اینه که به کسی از مشکلاتت نگی. شرافت در اینه که توجه کسی رو به خودت جلب نکنی. ولی در این مورد استثنا اینه که سعی کنی توجه کسی ک دوسش داری رو ب خودت جلب کنی. که بیشترش ناخودآگاه خواهد بود و اگر متوجه شدی بگی اشکالی نداره این مورد. شرافت در اینه که ... ؟ این تعارف از کجا اومدن؟ چرا دنبال ارضای غرایز دیگه ای که در انسانهای دیگه ب وفور دیده میشه نمیدویم؟
و درباره باز کردن کامنتا. گویا غرایز ب گونه ای عمل کردن که الان میتونم کامنتهارو باز کنم. و شاید چن وقت دیگه غرایز وادارم کنه ببندمشون. ما غریزه پرستیم.
09.36 خسته شدم از فحش دادن. خجالت میکشم بیش از این ادامه بدمش.
دیشب 9 با مرلین خوابیدم. شاید عجیب باشه ولی با اینو ترک سه سوران راحت میخوابم.
09.44 همیشه فکر میکردم باید بین نوشته های بلاگر و چهره ش ارتباط وجود داشته باشه. تقریبا مطمئنم این ارتباط وجود داره ولی نه توی همه.
همیشه مرلینو ک گوش بدم بعدش کسی ک میخواستم باشمو پلی میکنم. انگار اینا باید با هم باشن. چرا؟ شاید نزدیک بودن موسیقی شون.
ی چیزی قبلا گفته بودم درباره یوهان اریکسون، اشتباه فهمیده بودم. اون اسمی ک زیر تکست هست مثلا نوشته یوهان و اندرس، اون احتمالا منظورش آهنگساز و نویسنده س. چون درباره سوران ک ویکی پدیاشو میخونی، نوشته همه آهنگا توساندرس نوشته شده ب جز چندتایی ک گفته بشه. و همه آهنگها بلااستثنا آهنگسازش یوهانه. و واقعا آفرین ب این نبوغ. ستاره صبح نگهدارش باشه ! :))
09.57 مخصوص نگذاشتن روی پروفایل تلگرام
10.10 ارث بوند تخلیه میکنت. ی فرقه بزنیم بشیم پیام آوران حقارت. مرکز اصلان میخوام.
10.23 اصلش اینه که برم بگردم اون پیامو پیدا کنم ولی چون حرف من سنده همینجوری میگم ک من اوایل آشنایی ب ممرضا گفته بودم حاضرم ب همه بزرگا ببازیم ولی ب این کسشرایی مث واتفورد نبازیم. حتی شاید از این مستقیم تر گفته بودم یادم نیست. ولی قشنگ اسم بردم. حاجی 2-1 تو خونه از واتفورد خورده دیشب. منکه خواب بودم.
گاهی انقدر از سکس نمینویسم ک فکر میکنم شاید برا مخاطب شبهه بشه من اصلا میل جنسی ندارم. چرا حاجی دارم. در جریان باشید.
10.51 نه. ما هیچوقت با خدا میونه مون صاف نمیشه
11.04 ب این هم دقت کنید ک گاهی حتی فقط (!) کافیه یه ذره یه ماده ی لازم تو بدنت کم باشه تا ی رفتار کیری ازت سر بزنه !
11.29 این قضیه عاشق شدن ما یکی از غمگین کننده ترین ها و یکی از ناامیدکننده ترین ها بود...
12.28 هنوز درگیر اینیم که چرا دخترا بدحجابن و خودنمایی میکنن. چرا پسرا لباس تنگ میپوشن و موهاشونو فشن (!) میکننو خودنمایی میکنن. من میگم این دنیای کیری ک درگیر این چیزاییم واقعا ارزش نداره. باید درگیر ی دنیای دیگه باشیم...
13.13 والا چیز پیچیده ای نیست. ی نیاز ساده س که همه دارن. و نیاز وقتی وجود داره درستش اینه که بهش پاسخ گفته بشه. لکن این دنیا کجاش درسته که این موردش درست باشه. درمورد عشق و دوست داشته شدن و توجه و اینجورچیزا بود.
برام سواله تا کی قراره اینجوری زندگی کنم.
13.37 چطور میتونم خدارو از ذهنم بندازم بیرون؟ چطور میتونم حال خوبی داشته باشم؟
13.46 چطور میتونم بالکل نسبت ب علاقه م ب فاطمه بی تفاوت بشم و مسئله رو کاملا حل کنم و تموم بشه؟
هر لحظه که به شکست هام و بیچارگی هام طی این مدت کم زندگیم فکر میکنم فقط از خدا متنفر تر میشم. بدون هیچ توجیه قابل پذیرشی اینقدر سافر.
15.59 بیخیال حاجی. کیرتو توعو زندگیت. بکیرهمه. بکیرهمه که تو ب گارفتیو میری. چدی بابا. بکیرت.
16.12 همیشه برا خودم سوال بود بلاگرایی ک اینجوری ان چرا اینجوری ان ک کم کم خودم دچارش شدم. خدایی حق داشتن.
یاده سلبریتی ها افتادم. که مثلا با طرفدارا چطور رفتار میکنن. مثلا اکثرا جواب طرفدار رو توی کامنتها نمیدن. هر چی هم بخواد بنویسه. ولی خب جواب رفیقای خودشونو توی مجازی میدن معمولا. کارشون درسته. ول کن بابا.
خب. سوال اینجاست که چطور به زندگی مون معنا بدیم؟ به این ک فکر میکنم یاده کتابه دکتر ویکتور فرانکل می افتم ک برم پی دی اف شو ک دارم بخونم، لکن ب این فکر میکنم ک شاید جواب نباشه توش و فقط همین باشه که انسان در جستجوی معناست !
واقعا نمیتونم چیزی پیدا کنم ک ب وجدم بیاره و بگم ب خاطرش تلاش میکنمو از فکر رسیدن بهش ذوق کنم.
16.21 امتحان؟! گمشو باو تو کی هستی ک بخوای منو امتحان کنی کونکش مادرجنده.
واقعا نیاز دارم بیشتر بدونم از چیزایی ک منو ازت متنفر کنه. معلومه که کسی با نفرت ب جایی نمیرسه (کص نگو کی گفته با نفرت به جایی نمیرسن) ولی ما انتخاب میکنیم.
گفتم انتخاب. من چند تا انتخاب دارم؟ 1- خدارو بیخیال شم (نشدنیه) 2- طرف خدا باشم (کص ننه اجدادش) 3- با خدا دشمن باشم.
چند تا احتمال وجود داره : 1- خدا یا خدایانی وجود نداشته باشن 2- خدا یا خدایانی وجود داشته باشن
همچنین : 1- خدا(یان) هدفی دارن 2- خدایان نمیتونن بی هدف باشن (؟!)
که در همه حال من ب این قضیه میرسم ک کص ننه شون. دقیقا چون از زندگیم و از چیزی ک هستم و از چیزایی که برام پیش اومده و از این ذهن و همه چیز کلا بیزارم. مثالش قضیه اینکه من تو این وضعیتم. که من از این افکار کسشر زجر بکشم درحالی که خیلیا دارن زندگی راحتشونو میکنن و برای کسشرای دیگه ای رنج میبرن یا حتی رنج نمیبرن. متوجه ام ک خیلیا واقعا شرایط بسیار مزخرفتری از من دارن. ولی دلیل نمیشه بخوام بگم پس خداروشکر که من کمتر زندگی کیری ای دارم و قانع باشم.
اسمش میشه مقایسه. اسمش میشه حسادت. اما واقعا کی میتونه بگه من استحقاق زندگی بهتری رو نداشتم؟ کی میتونه بگه از همه چیز مهمتر من استحقاق داشتن انگیزه رو نداشتم؟ مگه من چه گهی بودم ک اینجوری بشه؟ ب قول اون حرف معروف "چرا من؟" اگر جواب اینه که چون برات چیزای بزرگتری توی زندگی و آینده کنار گذاشته شده پاسخگو میگم کص ننتون. پس تا اون موقع صبر میکنم و فحش میدمو غر میزنمو ب گا میرم.
گفتم غر زدن یاده حرف فاطمه افتادم ک با کمک کتابی ک علی سخاوتی حروم زاده معرفی کرده بود تونسته تا حد زیادی غرزدنش رو کنترل یا کم کنه. (من برا خودم این حقو قائلم ب هرکی حال کردم فحش بدم تو فضای شخصی خودم و مطمئنا اون آدم هم حقو بهم نخواهد داد ک ب کیرم چ عوضی شدم)
کاش اسمه اون کتابو پرسیده بودم تا بذارم گوشه ذهنم ب عنوان یکی از هزارانی ک نخواهم خوند.
16.45 همیشه به این فکر کردم ک باید از اول اول سطر ب سطر نوشته های علی سخاوتی رو بخونم. من ی تنبل بی حوصله بی برنامه مسخره م.
16.50 خجالت نمیکشی ازینکه کاملا تو وبلاگت زندگی میکنی و گاهی موسیقی گوش میدی و سریال میبینی و غذا میخوری و دستشویی میری و پی اس میزنی و تلویزیون میبینی و با خانواده حرف میزنی و میخوابی ؟ و تمام زندگیت فقط همینه؟
چقدر لازمه ی آدم پرحرف باهام حرف بزنه. نیاز دارم. منظورم تلگرامه. فاک. آوین اومد تو ذهنم. یکی از بدترین و بدحس ترین رابطه های مجازی ای ک داشتم با اون بوده. خیلی بد. یادمه قبلا هم نوشته بودم از چیاش بدم اومد. ک شاکی طور شده بود. الان اینارو بخونه میگه نه شاکی نبودم. کلا خیلی رو مخ. خیلی... از من بیشتر. چون من خودم خیلی رو مخ خودمم فرمودم. علی سخاوتی میگه موقع خواب دندوناشو فشار میده از نگرانی ! قابل توجه اینه که ایشون پولداره.
16.57 شات یور موث. فقط... لعنت ک بخاطر لوس بودنش نمیتونم بنویسم.
17.02 مسئله اینجاس ک من همیشه دس میذارم رو سردترین و منطقی ترینها. اینه ک ب فنا میرم. منظور از دس گذاشتن همون ارتباط برقرار کردنه. نه چیز خاصی. کص میگم
17.34 اوه راستی میدونی چی درباره عقده کمبود محبت من خیلی پیشامد خوبیه؟ اینکه کار طرفم برای بدست آوردن دلم خیلی راحته. با ی ذره محبت غش میکنم.
اینکه ی روز ننوشتم دلیلش کسشر بود.
گاهی فکر میکنم شاید بتونم با خدا معامله کنم. تو ک همه چی دستته. اول تو خواسته های منو براورده کن بعد من ب کششرایی ک تو میخوای تن میدم. اما کیرمیره تو حالم وقتی ب حرف زدن با اون کونده حرومزاده فکر میکنم. اینجوری مارو گاییده بعد باهاش معامله کنیم؟ مث مذاکره با آمریکا میمونه. من ی احمدی نژادی ام. آمریکارو فقد باید ب کونش گذاشت کونکشو.
17.40 سوالی ک جدیدا برام پیش اومده اینه آیا واقعا عرضه داشتن دوس دختر رو ندارم؟ ینی میخوام بگم اینقد کی.ری ام ؟ چرا نتونم؟ منظورم اینه که اگر پول داشته باشم چی؟ زبون ک ندارم. کی.رتوش من جز قیافه کی.ریم هیچی ندارم. اونم کی.ربره توش اصلا ازش راضی نیستم. جذابیت جنسی نداره. فقط خوبه. کی.رتوش شاید یکی بشینه با همین بزنه کسقل. منظورم اینه که شایدم افرادی باشن ک من واسشون خیلی جذاب و سک.سی ب نظر بیام. کسی چ میدونه. کیرم توش حتما هستن. زیادم هستن. من ک از خودم خوشم میومد اگه دختر بودم. کص میگم. لااقل صدام چی ؟ اونم فقد خودم فک میکنم خوبه؟ اونم کیریه؟ کیرم توش. من ی خجالتی لاله کیرمصبم. خارکصه ریدم تو خلق کردنت و تقدیرتو همه چیت. جدی میگم.
17.46 وقتی میگوییم خوب بودن کافی نیست از چه حرف میزنیم.
از پول. از هوش. از اعتماد ب نفس. از انگیزه. از کلی کسشر دیگه.
18.01 ی چیز دیگه بگمو عرضم تمام.
میشه بعد مرگم بگید همیشه با حقارت جنگید؟
برای اینکه مردم فکر نکنن من هیچ کار حقیرانه ای رو قبول داشتم عرض کردم.
و تو چه میدانی حرف مردم چقدر مهم است. اگر درموردت خوب فکر نکنند چه ؟! حقارت.
18.45 میدونی... خیلی دوست دارم بشینم گریه کنم که چرا فاطمه بهم علاقمند نشد. چرا ی بار ی دوستت دارم بهم نگفت. دلیلشو خودش بهم گفت (ک چرا از کلمات محبت آمیز (کیرتو این عبارت) استفاده نمیکنه...) دوس دارم خیلی گریه کنم ک این اتفاق نیفتاد. خیلی دوس دارم ولی من خیلی وقته گریه درست و حسابی نمیکنم. فقط سر فیلم املی بود ک اونم ب خاطر دلتنگی بسیار زیاد واسه فاطمه بود ک کلی گریه کردم. البته که فیلمه هم خیلی بیش از حد خوب بود.
ازم میپرسی چرا نمیرم دنبال یکی دیگه؟ تو خیلی احمقی. کس دیگه ای برای من فاطمه نمیشه. تو خیلی احمقی... خیلی احمقی...
میدونی. من مطمئنم قرار نیست کسی بهم بگه دوسم داره. نمیخوامم بگه. من به درد مرگ هم نمیخورم... آه... چی شد... چرا اینطوری کردی... چرا من... فراموشت میکنم. دیگه ازت نمینویسم. با ظلم هایی ک در حقم کردی دیگه جایی تو نوشته هام نخواهی داشت. تو تموم شدی برام.
19.57 چرا منتظرم بالاخره سربزنه؟ ینی همه دلخوشیم شده همین مقدار توجهش؟ ک خوشحالم منطقیه و سرنمیزنه و مطمئنم تلگراممم پاک کرده. در عوض من مدام تلگرامشو چک میکنم و بلاگ دوستان هم ک وبش بروز شده یا نه.
به این فکر میکنم ک بهتره تا بهم سر نزده به وبش سر نزنم. الانم ب این فکر کردم ک اگر آدرسشو ول کنه و بره ی جا دیگه بنویسه چی؟ هیچی. من راحت میشم.
حالو احوال قشنگی نیست. این اوج افول منه. شاید اگر ی روزی در دو یا سه سال پیش در آرمانی ترین شرایط بودم و نمره م 95 بود، الان دقیقا دارم به ریتایرد شدن جدی فکر میکنم. به 70 و خورده ای رسیدم که برا اون فرد فاجعه س. چه چرتی واقعا. کاش نمینوشتمش.
مسئولیت پذیری چیزیه ک نیازه بهش توجه کنم. مسئولیت زندگیمو به عهده بگیرم و همه چی بکیر برم جلو. غرور. فقط غرور.
20.24 تو حالمه فردا پست نذارم. ب کیرت.
20.56 واه... چه حسرتی... / شنیدیم دخترا با گوششون عاشق میشن، پسرا با چشم. ب نظرم من عاشق قیافه ش نشدم. شدم؟! ولی چهره شو خیلی پسندیدم. / هیچوقت سعی نکردم باهم تلفنی حرف بزنیم. چون من انقدر لالم و تو صحبت کردن مشکل دارم ک همون بهتر بود ک فقط چت کردن باشه. لکن شما فکرشو بکن من حرف زدن بلد بودم. صدای پنیریم ک زیاد بد نبود. شاید میتونستم با قشنگ حرف زدن گولش بزنم !!!!! پوف خخ (صدای خنده) فک کن من بخوام کسی رو گول بزنم 😂 خودم صدبار گول میخورم 😂 دلم تنگشه. آخرین بار برام ی وویس فرستاده بود. حیف شد. مطمئنم دیگه بازگشتی درکار نیست.
21.33 راستی ی چیزی. اینکه فک کنم فاطمه حس کرده ک از لحاظ جنسی بهش فکر نکردم و چشم نداشتم. چرا من اینجوری ام؟ اصلا انگار تا همه چیز قطعی نشه من نمیتونم ب این مسائل فکر کنم. احتمالا دچار سردمزاجی یا حیای بیش از حد هستم. نمیدونم. و اینکه سکس و اینجور چیزها طبیعی هستند درسته. ولی من فقط میتونم به این فکر کنم ک باید دونفر همو دوس داشته باشن ک این رابطه شکل بگیره. لذاست ک مردایی ک سکس خارج از دایره عشق رو تجربه میکنن و لذت میبرن رو نمیتونم درک کنم. انگار ک برای من ننگ ب حساب بیاد. گاهی واقعا میترسم از لحاظ جنسی عادی نباشم. من انواع و اقسام مشکلات و منفی ها و غیره رو به خودم نسبت میدم. این مزخرف ترین قسمت وجودمه.
21.30 فاطمه. با اینکه دلگیر شدم از تیکه انداختنت ب ابراز علاقه هام. ولی همه چی ب درک.
من دوستت دارم تا همیشه. هیچوقت به بدی های احتمالی ای ک داری فکر نکردم. همیشه ی فرشته بودی. مشکل من بود ک نتونستم با خودم کنار بیام. دوستت دارم. ببخش...
23.00 داشتم خواب میدیدم ک داره تلگرام بهم پیام میده. ک بیدار شدم از سروصدای نحس مهمونا