seventy five
02.21 فاطمه از زباله ریختن عادما و سطح شعورشون نوشته. تا نصفه بیشترش خوندم و بعد بیخیالش. صفحه رو بستم.
مامان انگشت شصتمو خمیر گرفت. میگه چرکشو خشک میکنه. عفونتشو میگیره. دورشم باند پیچید.
کامنت نسیمو بالاخره ج دادم. کامنت داده بود امشب ک حس میکنم کامنتام نرسیده ! خیلی دیرکردم دیگه. راس میگه. خب خوش ب حالش ک ی پسر خوب ک بهش میخوره رو داره. آره بابا... خوش ب حالشون. ایشالا همینجوری بمونن. ولی در کل رغبتی ندارن از رابطه شون چیز دیگه ای بشنوم. ولی خب ب رسم ادب سوال کردم ازش. اینکه عن نباشم.
قضیه دلارام این بود ک خیلی بچه بود. به خودش نگفتم ولی مثلا فک کن ی دختری برداره تو تلفنی حرف زدن با ی پسر بگه شما پسرا خیلی بچه این. بعد پسره خیلی منطقی برخورد کنه و اینا و دختره بازم رو حرفش بمونه. اصلا گیریم راس بگی حاجی. فک کن یکم چه قشنگی ای داره ک ب یکی بگی تو بچه ای. ؟ این هیچی. قضیه عکس دادن. فک کن من بهش میگم عکس آپ کنی. میگه اوهوکی! بیا برو کیونتو بده باو :/ مادرنزایده یکی بخواد با من اینقد کیری رفتار کنه. انگار ک مثلا کی باشه. بیا برو تو کیونم باو.
عرض شود ک. ی خانوم خوش سیمایی اومده رستوران پشت خط. راستشو بخوای چهره ش واقعا خوبه. با اینکه دقیق نشدم ولی میگم خوبه. قدشم بلنده در حد خودمو ی ذره کمتر مثلا. بعد این تیپشو ولی نه زیاد. چیز خاصی نداره تیپش. یا لااقل من ندیدم. یا لباساش خوبه.
بعد ولی از بین اینا حالا از همه جذاب تر برا من کیه؟ خانم گاف. آخ آخ. چقد ریلکس و عالیه این خانم گاف. اصلا لذت میبرم از این آروم بودنش. اینا همگی حدود بیستودو تا بیستو هفتو راحت دارنا. ولی درکل ببین. این خانم گاف نه قد داره نه قیافه خاصی. تازه صورتشم کلی جای جوش داره. لاغرمردنیه. صفات ثانویه جنسی هم ک کلا نزدیک ب صفر :)) ولی حاجی خنده هاشو دوس دارم :)) دوس دارم این همش خوشحال بشه بخنده :)) هرکی دیگه باشه میگه کسقلی ولی من خیلی خوشم میاد ازش. اصلا انگار نه انگار دختره. و در کنارش مث خواهرم میبینمش. کیف میکنم عصن از در کنار ازینجور شخصیتا بودن. بهت حس بدی نمیده هیچوقت. خیلی خوبه حاجی :) هی یاده خنده هاش میوفتم :))))
ولی حاجی این پیام حرومزاده شانس و احتمال موفقیتش از من خیلی بیشتره. چت میزنه ولی اشتبا میکنی. طرف واقعا تیزه. کونده اون میفهمه مث بقیه فقط ی ذره از لحاظ جسمی و دیگرچیزها کم داره. ولی خب پسرجان تو دقت کن، خودت از همه کسقل تر و کمدارتری. دختره ی صحنه نشونم داد کصقلم. اونجا ک کصشرا رو از رو تروری آورد کنار دستم گذاشت. ولی زیاد بکیرم نبود. چون میدونم توانایی های مغز هرکس متفاوته -_-
تنها چیزی ک برام باور شده اینه که کص عمه همه. همه چی بکیرت. چون همه چی کسشرتمامه.
13.37 به به :) ممنون از توضیحات جالب و جامعت ؛) باحال بود :)) والا نمیدونم برا تولدش چی بگیری خوبه. اگه اهل کتابه کتاب بگیر دیگه. بهتر از کتاب ک نداریم چیزی. چند تا بگیر حتی من برا تولد فاطمه ی کتاب و ی خودکار قشنگ خریدم فرستادم. اونم کتاب و ادکلن ازین اسپورت کوچیکا. این روزا دارم ادکلنه رو میزنم. 26 فروردین تولدشه. ولی خب دیگه هیچ ارتباطی نخواهیم داشت. اینطوری بهتره برای هردومون. حالا اگر چیزی ب ذهنم اومد بهت میگم. امروز مرخصی گرفتم. کفش طبی خریدم ک پاهام اذیت نباشه سره کار. سرپاییم همش. فردا باز روز از نو روزی از نو. راستش نمیدونم با پولام چیکار کنم وقتی حقوق گرفتم -__- فک کنم بهتره فعلا جمع کنم. کار خاصی نکنم.
21.34 کفش خریدن مام کسشری بود برا خودش. سه تا پیرنو ی شیلوار خریدم.
22.37 حاژی خزو بیغیال گوژتو بجزبژ. ماعو غانو دگدرو ایهمه دلبری غانو دگد دو مد بما زرویز میده ی ژرو دگدرو اینهمه مژدری. هرکی ب شما دخیل بسته شفا گرف من مری زتمو تو عاخره دکتری.
22.52 از تنهایی فرار میکنم. تنهایی و بیکاری باعث میشه یاد فاطمه بیفتم. امروز ک مر خسی ام اینجوری تره انگار.
همش تو این فکرم ک چ راهی وجود داره ک فاطمه مال من بشه. ک لااقل برم از نزدیک ببینمش و ازم خوشش نیادو ازش خوشم نیاد. ک واقعنی نشه. نه اینجوری. اینجوری بد بود.
ولی باید بیخیال شم. این غمه همراهم خواهد بود همیشه. اینکه فاطمه رو ندارم.